یک روز دیگر


دیروز بلاخره این کتاب رو تمام کردم !!

کتاب خوبی بود بر خلاف آنچه پیش بینی می کردم ، از سیر داستانی کتاب خوشم اومد و ماجرای واقعیت پذیری را روایت می کرد .

این کتاب که نوشته میچ آلبوم هست توسط گیتا گرکانی ترجمه شده ، که انصافا ترجمه خوبی هم شده و توسط انتشارات کاروان هم چاپ شده.

البته سعی میکنم ماجرای کتاب رو زیاد باز نکنم ولی خوب داستان کتاب راجبه چیک بنه تو بازیکن نه چندان مشهور بیس بال هست که خیلی زود به دلیل جراحتی که بر میداره از دور مسابقات حرفه ای کنار گذاشته میشه ، بعد از مدتی مادرش فوت می کنه و همین دست مایه ای میشه که چیک به الکل رو بیاره و تو همین گیر و دار همسر و دخترش ازش فاصله می گیرین یا بهتر بگم جدا میشن و تصمیماتی که بعد از این اتفاقات می گیره و تجربیاتی که کسب میکنه ادامه داستان که خیلی هم مهیج هست رو رقم میزنه....

کتاب بخش هایی داشت تحت عنوان "مواقعی که مادرم از من حمایت کرد" و یا "مواقعی که من از مادرم حمایت نکردم" ، این بخش های کتاب واقعا احساسی و عالی بودن و آدم رو به فکر می برد که من چه کرده ام - چگونه با مادرم رفتار کرده ام ؛ در واقع می توان کتاب رو نوعی ادای دین به مادران دانست.


اگر اهل مطالعه هستید توصیه میکنم - این کتاب رو هم بخونید.


قسمت های جالب کتاب:


وقتی با خودتان رفتار زننده ای داشتید ، با هر کس دیگری هم به طرز زننده ای رفتار می کنید ، حتی با کسانی که دوستشان دارید . 


عاشق مادرم بودم ، همان طور که همه ی پسرها عاشق مادرانشان هستند . در حالی که قدر آن ها را نمی دانند .


برگشتن به یک چیز سخت تر از آن است که فکر می کنی .


قدر زمان هایی که می توانید با مادرتان بگذرانید بدانید . خودش یک عمر است .


گذراندن یک روز با کسی که دوستش دارید می تواند همه چیز را عوض کند .


و......


۹۴/۰۸/۲۷ ۰ نظر ۱
یک آشنا

فلسفه زندگی

تازه چشماش رو باز کرده ، وقتی تو چشماش نگاه میکنم ، هیچ فروغی از زندگی توش نیست ، لباش از خشکی ترک خورده و به سختی نفس می کشه 

انگار که حجم بودنش بر روح خسته اش سنگینی میکنه ، لبخند تلخ که نه ، بی روحی میزنه و میگه این بار هم نشد که بشه

دستاش رو تو دستم میگیرم و میگم ، تا نبود شدن خیلی فاصله هست ، سعی کن به بودن فکر کنی ، بودن کنار آدمایی که دوستت دارن 

لبخند از روی لبش محو میشه و با بهت بهم نگاه میکنه و میگه "آدمایی که دوستم دارن یا آدم هایی که دیگر دوستشون ندارم"

حرفاش تلخه ، ولی به روی خودم نمی آرم حقیقتی رو که باور دارم. سوال میکنه 


- "فلسفه بودن چیست ؟"

میگم خیلی ساده است این که خاطره بسازی و خاطر بشی

- "فلسفه زندگی چیه ؟"

میگم خیلی ساده است ، فلسفه زندگی اینه که تو به آرزوهات برسی


دوباره خنده تلخی میکنه و میگه "دورغ می گی ، پس چرا هنوز اینجام! "

و باور می کنم هیچ چیز سخت تر از این نیست که زندگی رو حق خودت ندانی ، رنج خواهی کشید ، تلخ و زیاد.


۹۴/۰۸/۲۶ ۰ نظر ۱
یک آشنا

چسب زخم

پشت چراغ قرمز

پسرکی با چشمان معصوم  و دستانی کوچک گفت :

چسب زخم نمی خواهید ؟

پنچ تا  ، صد تومن  ،

آهی کشیدم و با خود گفتم :

تمام چسب زخم هایت  را هم که بخرم ،

نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو ...


حسین_پناهى 


۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۰
یک آشنا

خیال تو


به هر کجا که نشینم کمال بی ادبی است 

که ایستاده خیال تو در مقابل من


یک آشنا

۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۰
یک آشنا

مومن عشق

مومنم کردی به عشق و جازدی ،

تکلیف چیست؟!

بر مسلمانی که کافر می شود پیغمبرش


جواد_منفرد 


۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۰
یک آشنا

مسیر زندگی


گاهی این ما نیستیم که مسیر زندگیمان را مشخص می کنیم

این زندگی است که مسیر حرکت ما را مشخص می کند

یک آشنا

۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۱
یک آشنا

میخانه



یک نعره ی مستانه ز جایی نشنیدیم


ویران شود این شهر که میخانه ندارد


مجمر_اصفهانی


۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۱
یک آشنا

درد عاشقان



درمان درد عاشقان صبرست و من دیوانه‌ام


نه درد ساکن می‌شود نه ره به درمان می‌برم


سعدی


۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۱
یک آشنا

تبر زدن



هرچه تبر زدی مرا

زخم نشد جوانه شد


۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۱
یک آشنا

تنهایی یعنی

۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۱
یک آشنا