۱۰۴ مطلب با موضوع «روزمرگی ها» ثبت شده است

BTC و دنیای تاریک آدم های نگون بخت

حتما این روز ها یک بار هم که شده توی کانال های تلگرامی یا حتی اخبار تلویزیون اسم بیت کوین رو شنیدید. اما این بیت کوین چی هست به چه دردی میخوره و از کجا می آد ، اینا سوالات هر کسی با مواجه با هر نا شناخته ای است. در واقع بیت کوین یه پول دیجیتال هست ، مثل دلار ، یرو و ... ، با این تفاوت که هر بیت کوین به جای داشتن اسکناس داری یک کد عددی هست است که توسط یک الگوریتم ریاضی و منطقی(یک معادله ریاضی) قابل شناسایی است ، یعنی شما نمی تونی هر عددی رو به عنوان بیت کوین جا بزنید مگر این که از اون الگوریتم پیروی کنه عدد شما.
چون رشته اعداد بی انتهاست منطقیه که تمام اعدادی که شامل معادله بیت کوین میشن هنوز کشف نشده و میشه بیت کوین مثل  طلا توصیف کرد که مردم  در به در به دنبال پیدا کردن بیت کوین هستن ، اون بیت کوین هایی که کشف شده خوب الان داره استفاده میشه و یه سری بیت کوین وجود داره که هنوز کشف نشده و مردمی (miner {معدن کار ها}) دارن اعداد های مختلف رو توی معادله توصیف شده بیت کوین میذارن و در صورت صحت یک بیت کوین کشف می کنن برای خودشون. الان ارزش ریالی بیت کوین مساوی است با 400 میلیون ریال است یا چیزی بیشتر از 11 هزار دلار!
اما بیت کوین زوایای دیگه ای هم داره که خیلی ترسناکه ، بیت کوین پولی است که قابل ردیابی نیست ، یعنی هیچ مشخص نمیشه که کی واریز کرده و یا به کجا رفته ، ممکنه این مساله خیلی ترسناک به نظر نرسه ولی وقتی جاهایی مثل DeepWEB و DarkWEB به میان می آیند ، ان وقت که آدم پی می برد که هنوز توهش یکه تاز ضمیر آدمیان است.


DeepWEB و DarkWEB کجا هستند ؟
تمام اون چیزی که به عنوان اینترنت و وب میشناسیم و موتور های جستجو قادر به لیست کردن آن هستند تنها 4 درصد محتوایی است که از طریق شبکه جهانی در دسترس است ! 
بله 96 درصد این محتوا برای عموم در دسترس نیست و فقط با استفاده از شبکه رمز گذاری شده در دسترس است. قطعا بیت کوین در این دنیای زیر آبی برای سرویس دهنده و سرویس گیرنده خیلی حیاتی استو مسلما هیچ کسی دوست ندارد که فعالیت های مجرمانه اش فایل رصد باشد.
دیپ وب به دلیل ماهیت غیر قابل ردیابی بودنش ، جایی است برای ارتکاب هرگونه رفتار مغایر قوانین. بیشتر حملات هکری ، از این سورس سازمان دهی می شود. به سادگی تمام در دسترس ترین سایت های موجود در دیپ وب سایت های هکری است.

Small Job (کار کوچک) در یکی از سایت ها از این دست هک اکانت های فیس بوک و اینستاگرام و ایمیل است. عادی ترین فعالیت هک است و فعالیت های دیگه ای از جمله عکس زیر به وفور در آن یافت می شود.


صدور گواهی نامه رانندگی مربوط به هر ایالت آمریکا همراه تمام جزئیات مریوطه فقط در 48 ساعت ! کمی که در این اقیانوس شنا کنیم پایین تر برویم شاهد زوایای ترسناک تری خواهیم بود.


بله تمام تراکنش های مالی نیز بر اساس بیت کوین است و غیر قابل ردیابی ! 
و هزار ها و هزار ها سایت دیگر در انواع و دسته های مختلف که که هر ان چیزی که به فکرتان خطور می کند را پوشش می دهند :|

اما DarkWeb جایی است که بسیار مخوف تر ، شامل وب سایت های رمز شده که برای اهالی DeepWeb هم به راحتی در دسترس نیست و برای ورود به آنها باید از نرم افزار های ویژه ای استفاده کنید.
DarkWeb  جایی است که فعالیت های مجرمانه دیگر به صورت مجازی صورت نمی گیرد و پا را دنیای واقعی آدم ها می گذارد. از سرویس های آدم کشی تا فروش برده ، آدم ربایی 






+ دنیا انطور که فکر می کنیم نیست ، ترسناک تر و دهشتناک تر از آن چیزی است که فکرش را بکنی 
۹۶/۱۱/۰۵ ۱۴ نظر ۶
یک آشنا

Ma Baker 1977

گروه موسیقی Bony M در دهه 70 میلادی یکی از گروه های مطرح و معروف موسیقی بود. معروفیت و مقبولیت گروه بانی ام به حدی بود که کارهای این گروه بارها در صدر پرفروش ترین آهنگ های اروپا جای گرفت.

بانی ام نخستین گروه موسیقی غربی بود که توسط رهبر اتحاد جماهیر شوری برای اجرای زنده به شوری دعوت شد. گروه بانی ام کار خود را از سال 1974 شروع کرد و به زودی با انتشار آهنگ هایی مثل Daddy Cool  و Sunny به معروفیت رسید. خلاصه این که خیلی خوبه ! 
هوووف - خسته شدم از بس رسمی حرف زدم :/
گروه بانی ام توی سال 1355 توسط شوی رنگارنگ به ایران دعوت شد و توی تلویزیون برنامه اجرا کرد. شما ویدئو زیر رو ببین اصلا باورت میشه ایران باشه ؟
 
 
 
اونموقع چی بودیم ما ، الان چی شدیم ما ! همین کنسرت های فزرتی رو هم تلپ تلپ کله پا میکنن :/
چی شدیم ما واقعا 
 
ویدئو زیر هم اجرای کنسرتی همین آهنگ هستش 
 
 

 
۹۶/۱۰/۰۵ ۶ نظر ۲
یک آشنا

برنامه نویسی رو هوا ، خاطرات یک نابغه معمولی !


بریم به مریخ

بیستم جولای 1976 ؛ اولین عکس از سطح مریخ که توسط Viking 1 گرفته شد و به زمین مخابره شد. 

تقریبا تمام بدبختی های ما همین مساله کلید خورد. Viking 1 دارای تکنولوژی هایی بود که الان وجودتون خیلی عادی به نظر می آید ولی نه همیشه ! 

قبل از این بخوام شرح بدم چطور این مریخ نورد کلید بدبختی های چند ماهه اخیرم شده ، بذارید یکم از زوایه مهندسی و این مریخ نورد رو بررسی کنیم.

فاصله مریخ تا زمین در کمترین حالت 56 میلیون کیلومتر و در بیشترین حالت حدود 250 میلیون کیلومتر است که به صورت میانگین فاصله زمین ، مریخ حدود 225 میلیون کیلومتر است ، سرعت نور حدود 300 هزار کیلومتر در تانیه است ، از اونجایی که امواج رادیویی با سرعت نور در فضا منتشر میشن ، پس ارسال و یا دریافت اطلاعات از مریخ نورد در کمترین حالت حدود 3 دقیقه طول میکشه و به طور میانگین 12.5 ، یعنی 12.5 دقیقه باید منتظر باشید که دستور ارسالی شما به مریخ نورد برسه و 12.5 دقیقه هم صبر کنید تا جواب مریخ نورد رو دریافت کنید ! تازه اگر اشتباهی نکرده باشید.

خوب همونطور که میبینید عملیات کنترل و حرکت مریخ نورد خیلی پیچیده میشه ، فرض کنید مریخ نورد داره مستقیم میره یه تصویر دریافت میکنید که وجود یه پرتگاه رو جلوی مریخ نورد شما نشون میده خوب باید بدونید که این تصویر با توجه به فاصله زمین و مریخ مربوط به 3 تا 12.5 دقیقه پیش هست ، که بعد با توجه به ناهمواری های سطح و سرعت مریخ نورد باید موقعیت جاری و موقیعت آینده رو تحمین بزنید چرا که دستور گردش به چپ یا راست شما اگر همین الان صادر بشه در زمانی بین 3 تا 12.5 دقیقه دیگه به دست مریخ نورد خواهد رسید و اگر کوچک ترین اشتباهی انجام بدید مریخ نورد به فنا میره ؛ مریخ نورد تو کوچه بغلی نیست که برید از چاله درش بیارید ، حدود 4 سال زمان لازمه که یک مریخ نورد از زمین به مریخ برسه و سال ها صبر و تلاش آدم های بسیاری رو به فنا خواهید داد.

خوب این تا اینجای کار ، فرض کنید موقع نوشتن برنامه مریخ نورد یک خطای خیلی کوچیک کردید و یه متغییر 16 بیتی رو 8 بیتی تعریف کردید که باعث میشه سرعت عکس العمل مریخ نورد خیلی کند بشه ! هرچند ناسا یک مریخ نورد دوم روی زمین داشت که اول دستورات و برنامه ها روی اون تست میکرد ولی همیشه این راه حل جوابگو نیست و شرایط باید جوری باشه بشه خطا رو دید ، یعنی مریخ نورد واقعا رو مریخ باشه نه زمین ! 

پیدا کردن خطا بدون دسترسی مستقیم به مریخ نورد و فقط با آنالیز داده های ارسالی و بررسی برنامه ممکنه ، اما مساله اصلی برطرف کردن خطا درون برنامه نیست بلکه برنامه ریزی مجدد برنامه اصلاح شده است :|

نمیشه که یکی رو قرستاد رو مریخ که برنامه اصلاح شده رو بریزه روی مریخ نورد و مریخ نورد رو خاموش روشن کنه که برنامه جدید اجرا بشه ، کاری که میشه کرد اجرای تکنیک 

Over-the-air programming است ، یا همون برنامه ریزی رو هوا ، کاری که الان رو زمین هم انجامش میدیم ، اما خوب این کار خیلی ریسکی است چون یک خطای کوچک ، میتونه کل پروژه چند میلیارد دلاری رو به فنا بده ، اصول کار اینطوره که برنامه از دو قسمت تشکیل شده ، قسمت اولیه که بهش میگن بوت لودر و قسمت دوم که برنامه اصلی است ، بوت لودر در واقع یه برنامه خیلی کوچیکه که کارش کپی و نصب برنامه جدید هست ، یعنی برنامه جدید که ممکنه از طریق ارتباط رادیویی یا حافظه خارجی یا هر شکل دیگه ای در دسترس قرار بگیره رو بر روی حافظه و به جای برنامه اصلی نصب میکنه و سیستم رو مجدد راه اندازی میکنه ! 

خوب این تکنیک خیلی هوشمندانه است ، ولی بزرگترین مساله این سیستم اینه که اگر برنامه بوت لودر مشکل داشته باشه هیچ راه فراری نیست .


چرا مریخ نورد ما رو بیچاره کرده ؟

خیلی ساده است ، چون باعث پیدایش این تکنولوژی ها شده و ما مجبور به استفاده از اونها. البته کار برای برنامه نویس های سطح بالا یعنی اشخاصی که برای کامپیوتر و گوشی برنامه می نویسند شاید خیلی ساده باشه ولی فرض کنید شما سیستمی رو طراحی میکنید که حتی سیستم عاملش رو هم خودتون باید بنویسید ، این میشه که باید زبان های طرح بالا مثل سی شارپ و جاوا و ... کنار بذازید  و برید سر وقت C و Asm ! 

خوب برنامه نویسی به شکل سطح پایین خیلی تمرکز میخواد، و گاها خطاهایی رو می بینید که باعث میشه مغزتون کرکره هارو بکشه پایین و بگیره بخوابه :|

خوب برای سیستم های Embedded هم بوت لودر رو اید بنویسیم و هم سیستم عامل و هم برنامه کاربری رو ، خیلی سخت میشه گفت برنامه نوشته شده هرچقدر هم که روی میز تست شده باشه بودن خطا است و قطعا خطاهایی وجود دارند که فقط در شرایط خاصی ظهور می کنند.


 و اما تجربه تکان دهنده :

سیستمی رو طراحی کردیم که قراره به عنوان ناظر بر روی یک سری وسیله نصب بشه و یه سری گزارشاتی رو تهیه کنند، که گزارشات میتونه باعث جریمه و حتی اخراج اپراتور دستگاه بشه! پس میبینید که چقدر سیستم حساس است نه از این نظر که خاصی رو انجام میده بلکه از این نظر که حق و ناحق نکنه ، و از طرفی پیچیده ترین بخش طراحی مربوط به قسمتی است که اپراتور سر دستگاه رو کلاه نذاره (قویترین احتمال موجود). 

قرار بر این شد که برنامه اصلی دستگاه بتونه از طریق شبکه همراه خودشو بروز رسانی و آپدیت کند ، سیستم آماده تحویل شد و تست های اولیه هم همه با با موفقیت پشت سر گذاشته شد. 

تعداد 100 عدد دستگاه به عنوان نمونه نصب و راه اندازی شد ، خطاها و تغییرات برنامه اصلی از طریق OTA (برنامه ریزی رو هوا) برطرف شد. بعد از گرفتن بازخورد های مثبت عملیات نصب شروع شده بعد از نصب پراکنده (در سرار کشور) متوجه شدیم که قابلیت OTA بر روی برخی دستگاه ها کار نمی کند و نمی شود از راه دور آنها رو آپدیت کرد، ابتدا این درصد کم بود بعد با افزایش تعداد نصب ها این آمار به 60 درصد دستگاه های نصب شده رسید.

اولین احتمال مربوط به برنامه بوت لودر بود که ممکنه باگی داشته باشد ؛ مجددا برنامه بوت لودر بازنگری شد و بخش هایی محتمل باز نویسی شدند ، دستگاه هایی که در دسترس بودند آپدیت شدند و مشکلی مشاهده نشد بعد از یک روز دوباره مشکل مشاهده شد !

برای رفع خطا هایی این چنینی لازمه که اول خطا را روی میز کار ببینید بعد احتمال های مختلف رو حذف کنید تا ریشه مشکل پیدا بشه ، اما وقتی که خطا رو نمی تونید روی میز کار ببینید ، باید مغزتون رو صد چندان به کار بندازید و دنیال جواب بگردید و لازمه از تمام جزییات مربوطه آگاه باشید.

بعد از بارها و بارها بررسی خط به خط برنامه بوت لودر و حتی بررسی احتمال های خنده دار مثل سرد کردن و گرم کردن دستگاه و ایجاد شرایط مختلف تست ، وارد جزییات پروتکل های شبکه نظیر TCP شدم که بعد از مدتی بررسی و خواندن جزییات پروتکل و  بررسی شرایط کاشف به عمل آمد که بله شرکت های اپراتور همراه روترهای های خودشو توی شهر های کوچک دست تنظیم ننموده اند و باعث ایجاد این مشکلات شده اند.


چه باید کرد ؟

بعد از کشف خطا که متاسفانه از سیستم های خارجی بود ، باید دنبال راه حل مناسب می گشتیم ، خوب قطعا اپراتور همراه از ما قبول نمی کرد که بره و کانفیگ BTS ها رو عوض کنه ، ما باید مشکل خودمون رو حل میکردیم ، خوب این کارم انجام دادیم ولی مساله اصلی این بود که باید برنامه بوت لودر عوض میشد تا سیستم درست بشه کاری که حتی کسی بهش فکرم نمی کنه ، اما وقتی که تعداد زیادی دستگاه در سرار کشور نصب شدن سر زدن به همه اونها و تغییر برنامشون کار منطقیی نیست.

بعد از روزها فکر کردن ، تکنیکی به ذهنم رسید که با استفاده از آن قادر بودم هم برنامه کاربر و هم برنامه بوت لودر رو آپدیت کنم، ولی واقعا کار پیچیده ایست چرا که لحظه وجود خواهد داشت که سیستم داری هیچ برنامه ای نیست نه بوت لودر و نه کاربری و CPU فقط برنامه های cache شده درون بافر را اجرا خواهد کرد و کوچکترین اشتباهی باعث میشه که سیستم از کار بیفتد و قابل بازیابی هم نباشد. اینجا بود که به قول یکی از همکارا پامون رو از مریخ فراتر گذاشتیم و به مشتری رسیدیم ! 

هماهنگ کردیم و دستگاه ها رو تا مراکز استان ها منتقل کردند و همه رو بروز رسانی کردیم و خدا رو شکر مشکل خاصی نبود.

چاشها اینگونه مرزهای دانشمان را جابجا می‌کند. پس همیشه برای خودتان چالش داشته باشید.


+ زمستان هم کم کم شروع می شود.




۹۶/۱۰/۰۲ ۱۱ نظر ۵
یک آشنا

سایه ها شوخی ندارند !


جستجو

خوبی جستجوی اینه که ، آدم یهو تو فایل های قدیمی و خاک و خورده درایو های سیستمش چیزایی رو می بینه که خاطره های تلخ و شیرینی رو زنده می کنه !


اعتماد

وقتی که به شخصی را استخدام می کنید ، مثل این می ماند که به اون اعتماد کرده اید ، چقدر سخت است که جواب این اعتماد ، با ضربه های تکان دهنده ای داده شود. تا قبل اتفاقی که در ادامه بدان می پردازم ، خیلی راحت اعتماد می کرد و فکر می کردم همه آدم ها راست گو هستند ، اما در یافتم که چقدر ساده اشتباه فکر می کرده ام ، البته منظورم این نیست که همه مثل هم هستند اما ، باید بپذیرم که دیگر مثل قبل ساده اعتمادم جلب نمی شود ، دیگر فرض را صداقت طرف مقابل نمی گذارم. ساده بگویم تغییر کرده ام.


کپی چرت/

بله صحیح است ، اشتباه تایپی نیست ، کپی لفت است ، کپی چرت است ، قانونی که در حمایت از توسعه دهندگان داخلی در حال اجرا است. اگر خودتان قادر به احقاق حقوق خود نیستید ، باید بنشینید به کناری و زانوی غم بغل کنید. ایران کشور قانون مندی است. اما باید دید که قانون به نقع چه کسانی است ! 


سایه ها

بله سایه ها با هیچ کسی شوخی ندارند و وقتی سایه ای به دنبال شما باشد ، حتما انتقام خود را خواهد گرفت. پس باور کنید سایه ها شوخی ندارند. آنها را عصبانی نکنید.


ماجرا:

دو یا سه سال پیش از این ، برای توسعه زیرساخت ها نیاز داشتیم که یک برنامه نویس را به سیستم اضافه کنیم ، چه قبول کنید چه نه ، ولی واقعیتی که وجود دارد این است که برنامه نویس با تجربه و کسی که بتواند کار ها را به درستی انجام دهد خیلی کم یاب و گران است، برای همین به یک نیروی متوسط اکتفا کردیم. 

بعد از مدتی وقتی که تازه سیسم را به او شناسانده بودیم و کلی هزینه برای آموزشش کرده بودیم ، سازش از کوک خارج شده بود و هر روز به هر بهانه ای فیلش یاد هندوستان می کرد.

یک روز کلافه شدیم و راه هندوستان را به فیل سرکشش نشان دادیم و از شرکت اخراجش نموندیم ، بعد یک هفته کاشف به عمل آمد ، فیل ایشان تمام سورس های شرکت را یا خود به هندوستان برده و با یکی از رقبا روی هم ریخته و سعی در راه اندازی سیستم ما را دارند ! که موفق هم شده بودند.

فکر کنید ، سیستمی که روز و شب آن را اصلاح کرده اید و سالها برای رشد آن وقت گذاشته اید ، به همین راحتی به یغما رفته است. بسیار دردناک است ! 

ابتدا به سراغ پلیس فتا رفتیم و طرح دعوی کردیم ، که با جواب های سربالا در خصوص نبود مدرک و شواهد لازم مواجه شدیم، که خوب منطقی بود، خوشبخانه آدم احمق همیشه حماقت می کند ، دزد هندوستانی ما هم یک احمق بود و سورس ها را بودن تغییر نام دیتابیس و فایل های مربوطه اجرا کرده بود که شواهد لازم جمع آوری شد و پیگیری های لازم به شیوه های مختلف به مدت 9 ماه از مراجع قانونی و .... انجام شد.

تنها اقدام شدیدی که موفق شدیم انجام بدیم گرفتن یک حکم جلب بود که یا قید وثیقه آزاد گشتند. و جریمه ای نقدی ناچیزی که آن هم به باید به حساب دولت واریز می شد نه ما :| ، واقعا مسخره است ، کپی چرن است دیگر.

اینجا بود که فکر کردیم لذتی که در انتقام است در هیچ چیز نیست . اول سرور مورد نظر را هک نمودیم ، ابتدا اختلالات کوچکی در سیستم ایجاد می کردیم که باعث میشد درگیر رفع آنها باشد ولی این حرکات کوچک آنطور که باید دلمان را خنک نمی کرد ، برای همین یک روز کل دیتابیس رو پاک کردیم ! و مقداری دلمان خنک شد 

اما کاشف به عمل آمد که نفر مورد نظر بک آپی از آن را در درایو دیگری دارد و در حال بازگرداندن اطلاعات است ، برای همین دسترسی دوست عزیزمان را از ریموت فطع کردیم ، فایل های بک آپ را پاک کردیم ، دیتا بیس را پاک کردیم و درایو ها را LLF کردیم.

اینطور بود که دلمان حسابی خنک شد . 


در انتها

هندوستانی خشمگین مانده بود و فیلی عقیم.

۹۶/۰۷/۲۶ ۲۴ نظر ۶
یک آشنا

گفتم کار هر کسی نیست !

ولی باورش نداشتم و هی منتظر بودم یکی کشفش کنه ! 

ولی الان باور کردم که واقعا کار هر کسی نبود. هر چند وقت یک باری می بینم که کپی شده و میگم این بار یکی رمزش رو باز میکنه ولی خوب خبری نمی شه که نمی شه.

یعنی براتون جالب نیست که بعد از باز کردن کدش با چی مواجه می شین ؟

این پست رو میگم.


۹۶/۰۷/۰۴ ۱۹ نظر ۲
یک آشنا

خروج یک آشنا از آزمایشگاه

این که توی آزمایشگاه پشت چند تا مانیتور بشینی چند تا شبکه رو هک کنی ، فلان سرویس رو ایجاد کنی یا فلان دستگاه فوق پیشرفته رو از نظر خودت درست کنی هیچ ارزشی نداره ، تا وقتی که بتونی از این دانش توی صنعت و ایجاد اشتغال استفاده کنی. البته سوء برداشت نشه اتفاقا دانش آکادمیک و آزمایشگاهی خیلی خوبه و باعث خیلی پیشرفت های بنیادی میشه ولی خوب تا به بوته آزمایش گذاشته نشه یه محصول هیچ ارزشی نداره.

برای همین هم به پیشنهاد دوستان ، برای مشاوره به یکی از نیروگاه های برق رفتیم ، در کمال تعجب و شگفتی دیدم که چقدر فراتر از انتظارم بود این تجربه جدید ، صحبت ها و ایده هایی که فقط در حد آزمایشگاه بود و چقدر می تونست کمک کنه به صنعت ، به نو آوری و در کمال تاسف چقدر تکنولوژی مورد استفاده قدیمی بود ، نه در همه حوزه ها در حوزه ای که برای مشاوره رفته بودم.


صنعتی سخت گران است!

در نگاه اول همه چی به طرز چشم گیری بزرگ ، خفن ، ترسناک بود ، صدای یونیزه شدن هوا و بوی اوزون (پیوند 3 ملکولی اکسیژن که در اثر یونیزه شدن هوا ایجاد میشه ) به راحتی قابل استشمام بود ، جیز جیز ، هوای خنکی که زیر سیم های انتقال برق حس می‌شد (ولتاژ های چیزی حدود 400 هزار ولت بود)، آدم رو سخت تحت تاثیر قرار می‌داد ، و البته باعث ترس و اضطراب می شد...

همیشه وقتی می دیدم که توی اخبار به تجهیزی رو درست کردن یا مهندسی معکوس کردن ، و وقتی که قیمت اونو اعلام می‌کرد مثلا فلان قدر میلیون تومان ، با خودم دو ، دوتا چهار تا حساب کتاب میکردم که برای ساخت این چنین تجهیزی نیاز به یک پنجم این مبلغ هم نیست ولی چرا اینقدر گران ؟! 

ایده های مختلفی داشتم ، مثل این که از عمد گرون حساب کردن ، یا این که پول صرف شده کل پروژه رو اعلام کردن ، یا این که از تجهیزات غیر ضرروری استفاده کردن و هزار و یک دلیل دیگه ، اما با گردش علمی ما توی نیروگاه ، کاشف به عمل اومد که بله ، کاملا هزینه ها منطقی است ! 

اصولا وقتی پسوند صنعتی پشت محصولی میاید ؛ قیمت آن به شکل نجومی عوض می‌شود، مثلا یک مولتی متر صنعتی جندین برابر یک مولتی متر معمولی قیمت دارد. خوب چه تغییری ایجاد شده که باید چنین باشد ؟

در صنعت پارامتر اطمینان و ایمینی بسیار مهم است و بیشترین پول هم برای همین مقاصد هزینه می شود.  بذارید یکی از خاطرات آقای نماینده نیروگاه رو تعریف کنم که اهمیت این موضوع روشن بشه.

آقای نماینده نیروگاه تعریف میکرد که توربین برای تولید برق با سرعتی معادل 3000 دور در دقیقه به گردش در میاد که به ژنراتور متصل هست ، نیروی این گردش رو از طریق احتراق سوخت فسیلی به دست میارن (نیروگاه مورد نظر ما نیروگاه گازی بود) برای کنترل دور هم با کم و زیاد کردن میزان سوخت می تونن توان مورد نظر رو ایجاد کنن ، خوب خیلی ، خیلی مهمه که ژنراتور آور اسپید نکنه ، برای این منظور چهار یا پنج دیوار امنتیی وجود داره که داده ها رو پردازش میکنه و سرعت ژنراتور رو کنترل میکنه !  یه تجهیزی دارن به نام گاورنر سوخت که در صورت عمل نکردن اون 5 دیوار امنیتی سوخت رو قطع میکنه و فرایند تشخیص خطا تا قطع سوخت در فرایند طبیعی باید حدود 0.2 ثانیه طول بکشه و این خیلی مهمه ! 

حالا تو یه نیروگاهی در سال های گذشته ، 5 تا دیوار خطا رو تشخصی ندادن و گاورنر هم در زمان مناسب عمل نکرده مثلا به جای 0.2 تو 0.5 ثانیه عمل کرده یا کلا عمل نکرده ، باعث شده که توربین آور اسپید بشه و دورش به 6000 و فرا تر از اون برسه و در نهایت باعث کنده شدن توربین و ژنراتور (وزنی حدود 60 تن) و پرت شدن اونها به چند صد متر اونطرف تر شده :|

پس ببینید پول رو برای همین ایمینی میدن ، شاید 100 میلیون بیشتر ارزشش رو داشته که خسارت چند ده میلیاردی به وجود نیاد.


صنعت برق بسیار کلیدی است

شاید باور کردنش سخت باشه ولی صنعت برق از اون چیزی که به نظر می‌رسه واقعا برای یک کشور کلیدی تره ، فکر کنید برق یک کشور قطع بشه ، چه ضرر هایی به صنعت و اقتصاد خواهد خورد! 

بیشترین مصرف برق در بخش صنعت است مخصوصا صنعت نفت و قطع برق می تواند صدمات جبران ناپذیری را به بار آورد. چه کوره هایی که اگر خاموش شوند برای راه اندازی مجدد آنها به هزینه های میلیاردی نیاز باشد.

آقای نماینده نیروگاه تعریف می کرد که در سال هشتاد و اندی ، به دلیل اختلالی که در شبکه برق پیش آمد بود ؛ برق کل کشور رفت و نیروگاه های برق هم خاموش شدند! اینطور که توضیح دادند یک نیروگاه مثل موتور برق نیست که با استارت روشن شود ، برای راه اندازی نیروگاه های برق نیاز به برق است :| ، یعنی برای این که نیروگاهی رو استارت کنی نیاز است که برق داشته باشید ، با نیروی برق دور نامی توربین را به حدود 2000 هزار دور می رسانند آن وقت است که سوخت می تواند وارد چرخه تولید انرژی شود ! ولی تا قبل از آن بدون برق هیچ کاری نمی شود کرد :/

خوب بعد آن  قطع برق سراسری ، چطور دوباره نیروگاه ها وارد پروسه تولید می شوند ؟ ، این سوال ما هم بود که توضیح دادند نیروگاه هایی هستند که قابلیت بلک آپ دارند ، یعنی می توانند بدون برق راه اندازی شوند ، می گفت در آن زمان اولین نیروگاه ، که راه اندازی شد ، نیروگاهی بود در اصفهان که با راه اندازی آن دیگر نیروگاه ها نیز یک به یک راه اندازی شدند.

می گفت که سازمان مخوفی هست به نام دیسپاچنیگ ملی که با تک تک نیروگاه ها ارتباط مستقیم دارد و میزان توان تولیدی هر نیروگاه را مشخص می‌کند. و هر کسی از آن اطاعت نکند کلاهش پس معرکه است. تعریف می کرد که سال های دور ، یکی از شبکه های ماهواره ای گفته بود که همه مردم برای ایجاد اختلال و فلج کردن سیسم برق در یک ساعت خاص همه وسایل برقی خود را روشن کنند ، خوب این کار واقعا می تونه مخاطره انگیز باشد ، برخی از نیروگاه های بزرگ ، نیروگاه های پاسخ سریع هستند به این معنی که در صورت افزایش مصرف و افت ولتاژ یا فرکانس شبکه در زمانی معادل 0.5 تا 1 ثانیه با افزایش توان تولیدی در صدد مقابله بر می آیند و برخی هم پاسخ کند هستند مثل نیروگاه های آبی که با باز کردن درچه های سد این کار رو انجام میدن و ممکنه تا 10 ثانیه به طول بینجامه ،بقیه هم در وسط این زمان قرار می گیرند. بگذریم 

روز موعود رسیده بوده و دیسپاچینگ ملی تولید با تمام ظرفیت رو به همه ابلاغ کرده بوده که یکی از نیروگاه ها به هر دلیلی در اون ظرفیت قرار نگرفته بود، می گفت که نیم ساعت بعد نیروهای امنیتی با هلیکوپتر به نیروگاه مراجه کرده و تمام مسئولین مروبط رو با خود می برند ! 


یعنی این چندن مساله جدی و خطر ناکه واقعا :/


+ باید بیشتر از آزمایشگاه های خودمون خارج بشیم و عجایب دنیای صنعت رو ببینیم، تجربه لذت بخشی خواهد بود.

۹۶/۰۶/۳۰ ۱۲ نظر ۴
یک آشنا

وقتی که آشنا دانشگاه می رفت

15:45 ، اعلام ساعت نیست ، معدل فارغ از تحصیلی ام هست ، به خوبی نشون میده که اصلا طرفدار درس و دانشگاه نبودم؛ همیشه متنفر بودم از کنکور ! این که بخوای توانایی های خودت رو با جواب دادن به سوالات دیگران تازه به صورت تستی ثابت کنی ، واقعا مسخره و دور از ذهنه ؛ کاملا مشخصه که سیستم رو فقط برای راحتی خودشون چیدن نه پیدا کردن لایق ترین ها ! 

بگذریم ، بعد از برنده شدن توی جشنواره خارزمی دانش آموزی ، مستقیم رفتیم دانشگاه ، درست مثل ثبت نام از راهنمایی به دبیرستان می مونست ، نه استرسی نه کنکوری نه انتخابی ! هرچی دوست داری همون اتفاق می افته ، به نظرم این منصفانه تره ؛ اصلا روال باید اینطوری باشه.

ترم یک : مثل دانش آموزهای اول ابتدایی که خیلی سعی می‌کنه اتو کشیده و مرتب و وقت شناس باشه ، تک تک کلاس ها رو شرکت کردم ؛ بی هیچ حاشیه ای ، درس ها برام تکراری بود ، قبلا همه رو بلد بودم ، از خودم می پرسیدم خوب این چیزای ابتدایی چیه درس میدند ، خوب اینا رو توی دبیرستان خوندیم که ، میگفتن برای یاد اوری هست و همه توی یک سطح نیستن و قضیه و ماجرا ؛ دیگه با محیط دانشگاه آشنا شده بودم ، غذاخوری کجاست ، کتابخونه کجاست ، کجا اینترنت رو میشه پیدا کرد ، و متنفر بودم که، اینترنت سهمیه ای بود. 

خوابگاه پر شده بود و جا نداشت ، سوییت گرفتم ، تنهایی ، از همراه و هم اتاقی خوشم نمی اومد، می شد هزینه ها کمتر بشه ولی خوب راحتی آدم مهم تره از پوله ، پول در میاد که آدم رفاه داشته باشه دیگه ! 

بعد از امتحانات با این که نمره عالی نداشتم ولی همه به چشم یه همه چیز بلد بهم نگاه می کردند ، مدیر گروه و اساتید می شناختندم و زمینه برای آینده فراهم بود.

ترم دوم : استاید رو میشناختم ، بیشتر کلاس ها رو می پیچوندم ، توی کتابخونه به مطالعه می پرداختم ، بیشتر می رفتم کافی نت دانشگاه و اینترنت می‌گشتم و وبلاگ می نوشتم ! ، تقریبا 50 درصد کلاس ها رو نرفتم ، و 60 درصد ار بچه های هم سالی رو نمی شناختم ! ، آخر ترم جزوه ها رو کپی گرفتم از بچه ها ؛ اینقدر بد خط و در هم برهم بود که هیچی نمی شد فهمید از توشون ! رفرنس های معرفی شده رو از کتابخونه گرفتم و از اونا خوندم ، فرصت نشد همه رو بخونم ، نمره هام بد نشد ، خیلی هم خوب نشد 

ترم سوم: توی دانشگاه کار دانشجویی گرفتم ، کلاس ها رو هیچ کدوم رو نرفتم اصلا ،هر استادی هم که اصرار داشت ، شرکت می کردم اینقدر سوال پیچش میکردم که خودش میگفت تو دیگه نمیخواد بیای سر کلاس

اکانتینگ اینترنت رو هک کردم ، از انتهای لیست یوزر و پسورد ها استفاده می‌کردم :) ، کتاب میخوندم ، خیلی زیاد ! به صورتی که توی یک ماه چیزی حدود 150 تا کتاب خونده بودم و از طرف کتابخونه بهم جایزه دادن خخخ یه کتاب آناتومی بدن رنگی :| اون موقع حدود 200 تومن پولش بود :/  (رشتم مهندسی هست ولی خوب مطالعه که کاری به رشته نداره ، ای کاش پولشو میدادن ، چند سال بعد دادمش دختر خاله که پزشکی می خوند.) ، جمعه ها هم می اومد دانشگاه ، کتابخونه و اینترنت می رفتم ! حوصله غذا درست کردن نداشتم ، غذا رو سلف دانشگاه می خوردم. تقریبا شکل این عارف های هندی شده بودم ، فقط نهار میخوردم ، نه صبحانه نه شام ! دیگه از بدی های خونه دانشجویی مساله غذاست که همیشه روی مخه ! 

دیگه جزوه از کسی نگرفتم ، رفرنس ها رو خوندم ! امتحانا بد نشد ؛ حتی تقلب هم رسوندم خخخخخخ

ترم چهارم: کلاس نرفتن که به قوت خودش باقی بود ، تحت تاثیر کتاب های هدایت و کافکا و یه نویسنده ژاپنی بود اسمش یادم نیست ، خیلی درگیر انسان و فضا و ماده و معنویات و خزعبلات و شده بودم ، احساس می کردم که اگه آدم به خودش سختی بده ، به معنویاتش اضافه تر میشه ، هر دو روز یا سه روز یک وعده غذا میخوردم ، نمی دونم چرا فکر میکردم ریاضت یعنی غذا نخوردن خخخخ ، با هیچ کسی ارتباط نداشتم و هیچ دوستی نداشتم جز همکار های توی دانشگاه و البته کتابدار کتابخونه ، که حتی یک بار دعوتم کرد رفتم خونشون ، برای شام :) ، یادم می آد خیلی لاغر شده بودم ؛ چیزی حدود 35 کیلو .

یکی از هم کلاسی های ترم یک ، ردم رو زده بود و توی کتابخونه پیدام کردم ، گفت که از درسا چیزی نمی فهمه و ازم خواهش کرد که باهاش کار کنم ، خوب تنها معذوریتم این بود که از جنس مخالف بود ، ولی خوب فکر کردم یکم تکامل اجتماعی پیدا میکنم ، قبول کردم ، تا دو روز توی همون سالن مطالعه با هم درس می خوندیم ، روز سوم پیشنهاد داد خارج از دانشگاه همون ببینیم و قدم بزنیم ، مثل اسب وحشی رم کردم بهش جفتک زدم و فرار کردم ، باور نمی کنید ولی واقعا ترسیده بودم ، از چی نمی دونم ، الان به رفتار خودم می خندم ! یک امل جامعه گریزی برای خودم بودم .

فهمیدن اکانتا هک شده ، ولی نفهمیدن کی هک کرده ، شانس آوردم ، امتحانا کماف سابق.

ترم پنجم : ناراحتی معده گرفته بودم ، مدیر گروه قصد ادامه تحصیل داشت ، پروژش رو با هم قرار شد کار کنیم خخخ ، تقریبا ادبیات داستانی جهان رو تمام کرده بودم ، فقط آثار مطرح رو البته ، قرار شد منو بعنوان صاحب نظر برای خرید کتاب برای دانشگاه ببرن نمایشگاه  کتاب ، کل روال اداری دانشگاه رو میشناختم بوایطه کار دانشجویی ، از سر لج سیستم اموزش رو هک کردم ، دو تا 20 جانانه برای خودم رد کردم :) 

به درجه ای از خلوص رسیده بودم که سر جلسه امتحان ، فکر کردم استاد درس ناظر جلسه هست و بهش گفتم با استاد کار دارم :| ، بهم گفت شما رو سر کلاس ندیدم ، فکر کنم اشتباه اومدید :/ ، گفتم نه من یک آشنا هستم خخخ ، با مدیر گروه هماهنگ کردم ، لبخندی زد و گفت هرچی تو برگه گرفتی رو برات منظور می کنم ، گفتم توقع بیشتری ندارم.

نوشتن شعر و داستان رو شروع کرده بودم ، کلاس های شعرخوانی شرکت می کردم ، دریافتم زیاد خوب نیستم ، ادامش ندادم

باقی ترم ها هم همه به کتاب خواندن ، پیچوندن کلاس ها ، هک رمز های مختلف ، خوردن و آشامیدن گذشت.


با خودم فکر میکنم ، چه ارزشی داشت دانشگاه رفتنم ، نه این که بد بوده باشه ، ولی تمام اون چیزی رو که آدما توی دانشگاه یاد میگیرن خیلی کاملترش رو با کتاب خودندن به دست می آرن ، چه لزومی داره که کلی وقت و هزینه کنن برای چیزی که فقط با اشتراک یک کتابخونه می تونن داشته باشن ؟

برای همین هم هست که هیچ علاقه ای به ادامه تحصیل ندارم ، هیچ کجا مدرکم رو ارائه ندادم برای کار !


+ خوشحال میشم تجربیات خودتون رو در مورد درس و دانشگاه بنویسید :)


+ وقتی که بلاگر ها دانشگاه می رفتند:

 آقاگل : وقتی که آقاگل دانشگاه می‌رفت

هلما : همه میدونن که خیلی اتفاقی رفتم مهندسی پزشکی

اسی: وقتی اسی دانشگاه رفت!

۹۶/۰۶/۱۸ ۳۲ نظر ۶
یک آشنا

بی نهایت اینترنت برای فیلم

میشه گفت که از جماعت فیلم زیاد بینندگانم ! ، بصورت میانگین هفته ای یک فیلم می بینم ، از طرفی اصلا طرفدار سریال نیستم. افرادی که با من هم درد هستن همیشه دغدغه ، پیدا کردن لینک فیلم ، دانلود فیلم و در اخر دسته بندی و آرشیو کردن ؛ فضای ذخیره سازی برای فیلم رو دارن. خوب یکی دو سالی هست که از Kodi استفاده می کنم و از بابت آرشیو و دسته بندی فیلم ها نگرانی ندارم ، خودش به صورت اوتوماتیک موضوع و خلاصه داستان و تریلر و کاور و ... تمام موارد مربوطه در خصوص یک فیلم رو دانلود دسته بندی میکنه ، چند وقتیه که میخوام یه مطلب درموردش بنویسم ولی خوب فرصت نشده ، بگذریم ، برای دانلود فیلم هم مشکلی ندارم ، از اینترنت فیبر نوری استفاده میکنم و سرعت بالاست و شب ها هم 99 درصد ترافیک مصرفی رایگان هست. 

اصلی ترین دغدغه من پیدا کردن لینک دانلود فیلم و محل ذخیره سازی فیلم هست ، معمولا فیلم ها رو با کیفیت 1080 دانلود میکنم و حجم زیادی دارن ، مثلا حجم فیلم آواتار که سه بعدی هم هست حدود 18 گیگه ! خوب هارد من یک ترابایته و با 200 تا فیلم پر شده :| 

برای دانلود فیلم جدید باید فیلم های قبلی رو پاک کنم ، این طور شده که مدتی است فیلم دانلود نکردم ، اما راه حل مناسب با تکنولوژی خودش وارد میشه ، و اونم فیلم دیدن بصورت آنلاین است ، در هر موقع از شبانه روز بدون صرف حجم اینترنت :) ، اما چطور ؟! 

خیلی پیچیده نیست ، جدیدا تلویزیون های اینترنتی فعالیت خودشون رو توی ایران شروع کردند ، مثل تلویزیون اینترنتی آیو ، یا فیلیمو و یا .... ، خوبی این تلویزیون های اینترنتی اینه که با یک سری شرکت های ارائه دهنده اینترنت قرارداد دارند و اگر شما مشتری شرکت مذکور باشید ، برای تماشای فیلم ها حجم شما مصرف نمیشه ! 

متاسفانه شرکت مخابرات که من ازش اینترنت تهیه کردم با هیچ کدوم طرف قرارداد نیست ، ولی در عوض همراه اول با هر دو شرکت آیو و فیلیمو طرف قرارداده ، کاری که باید بکنم اینه که یه دانگل 4G تهیه کنم و از اینترنت همراه اول یا ایرانسل به تماشای فیلم بشینم ! ، قبلش باید دانگل رو به یه طریقی توی شبکه به اشتراک بذارم که من این کارو با استفاده از برد زربری پای و OpenWRT انجام دادم.

 

خوب مشخصه من دانگل 3G داشتم و 4G در دسترسم نبود برای همین با 3G تست رو ادامه دادم.

مشکل دیگه اینه که من نمیخوام موقع تماشای فیلم ، اینترنت پر سرعت فیبر نوریم رو قطع کنم ، پس باید بیام به مودم بگم بسته های داده ای که میخوان به سایت فیلیمو یا آیو برن رو از طریق اینترنت ایرانسل ارسال کنه و باقیه ترافیک رو از طریق اینترنت خودم. برای این کار نیازه که رنج آیپی های سایت فیلمو رو داشته باشم که به مودم بگم تمام بسته های مربوط به اون آیپی رو از طریق اینترنت ایرانسل ارسال کنه ! 

خوب پیدا کردن آیپی های مورد نظر کار زیاد سختی نبود.

با اضافه کردن آیپی های مورد نظر توی قسمت Route مودم کار تمام میشه .

خوب دیگه کار تمام شد و از الان به بعد میشه فیلم بدون مصرف ترافیک اینترنت تماشا کرد.


پی نوشت : سرعت 3G پایین است و کیفیت فیلم اصلا مناسب نیست ، امیداورم که با TD-LTE یا 4G سرعت بیشتر باشه و کیفیت برای تماشا روی تلویزیون مناسب باشه.

پی نوشت دو : کل سریال شهرزاد و عاشقانه و .... به صورت رایگان با این سرویس در دسترس است و نیاز به خرید نسخه های آن نیست خخخخخ حیف که سریال نمی بینم جالبه گیم آو ترونز هم هست :|

۹۶/۰۶/۱۶ ۱۲ نظر ۴
یک آشنا

وقتی که مزاحم داشتم!

خوب همیشه به خوبی چند سال اخیر نبوده ، نه مزاحمی نه تماسی ! اصولا از برقراری ارتباط فرار میکنم ، معمولا عصبی میشم وقتی گوشیم زنگ میخوره ، قبلا بهتر بودم و برام قابل تحمل تر بود ولی جدیدا ، با هر بار زنگ خوردن گوشی آرزو میکنم ای کاش گوشی همراه نمی داشتم :| 

از ارتباط متنی استقبال بهتری میکنم ، برای همین سعی میکنم متن رد و بدل کنم و بهترین ارتباط متنی رو هم ایمیل می دونم ، حالا تصور کنید منی که اینقدر از زنگ خوردن گوشیم عصبی میشم ، در زمان های دور مثلا دانشگاه یا چند سال بعدش وقتی که مزاحم تلفنی مد بود(البته نمی دونم شاید الانم مد باشه و چون مزاحم ندارم در جریانش نیستم ) ، مزاحم داشتم!

مزاحم ها همیشه آدم های فرهیخته ای نبودند ، گاهی هم بودند و با شنیدن این که دنیال گزینه بهتری بگردند سر به راه می شدند و دیگر مزاحمت ایجاد نمی کردند ، ولی خوب همیشه که آدم ها خود به خود سر براه نمی شوند و گاهی لازم بود با استفاده از ضربه های سریراه کننده سر عقلشون بیارم.

بعد از پیله کردن یکی از مزاحم های محترم و دست بردار نبودنش و حسابی به فکر افتادم که حالشو بگیرم ، یه جوری حالش رو بگیرم که دیگه مزاحمت از کله اش بیفته اون موقه ها گوشی Nokia 5320 داشتم ، هنوز جنازشو دارم البته! این گوشی ما که در زمان خودش سرآمد گوشی هوشمند محصوب میشد از سیستم عامل محبوب Symbian S60 استفاده می کرد ! 

می شد برای گوشی با زبان جاوا یا SDK موجود برنامه نوشت ، خوب اون موقه زیاد سر در نمی آوردم ، اتفاقی متوجه شدم که میشه با Python هم براشون برنامه نوشت ، پایتون یه زبان برنامه نویسی اسکریپتی هست و نیاز به هیچ وسیله ای جز Notepad ندارید و میشه کدها رو حتی با خود گوشی ایجاد کرد.

اولین اقدام این بود که برنامه ای بنویسم که اگر شماره مزاحم مورد نظر بود ، قبل از بصدا در اومدن گوشی ، تماس رو قبول کنه (اون موقه ها یکی از انواع مزاحت ها میس کال زدن بود) اینطور بود که از اون پس هیج مزاحمی موافق به درج میس کال نشد ، و تمام تماس ها با پخش موزیک پاسخ داده می‌شد.

ولی باز کافی نبود ، مزاحم مذکور شروع به ارسال پیامک کرده بود و روی مخ می‌رفت ، وچقدر هم بی شعور تشریف داشت.

برنامه رو ارتقاء دادم ، بخش جدید برنامه قادر به انداختن میس کال به تعداد دلخواه بود و در فاصله زمانی مشخص بود ، مثلا می تونست هزار تا میس کال با فاصله زمانی هر 2 ثانیه رو انجام بده 😈 ! و نکته مهمش این بود که یه هیچ وجه قادر به جواب دادن میس کال نبودید ، برای تستش یک هیجان وصف ناشدنی داشتم.

مزاحم سر براه نشده بود و مجبورم کرد از ایزار موصوف استفاده کنم ، تعداد میس کال رو گذاشتم روی ده هزار و هر 2 ثانیه یک بار. از ساعت 9 بعد از ظهر شروع کردم ! 

دو ساعت بعد گوشی مزاحم خاموش شد! ، یک ساعت بعد روشن شد و دوباره نیم ساعت بعد دوباره خاموش شد. ساعت 9 صبح پیامک داشتم که "گوشیم هنگ کرد ، حتی نمی تونستم پیامک معذرت خواهی بدم، ببخشید دیگه مزاحم نمیشم!" نه دقیقا همین متن ولی خوب اونطور که بخاطر دارم اینو نوشته بود.

از اون پس هر مزاحمی که جرات میکرد مزاحت ایجاد کنه ، این بلا سرش می اومد و با مزاحم ها مشکلی نداشتم تقریبا تا این که ....

همیشه میگن دست روی دست زیاد هست ، یک مزاحم خلاق پیدا شد! هنوز وقتی به کاری که کرد فکر میکنم خندم میگره و البته از شما چه پنهون کیف می‌کنم ،نه این که انسان چالش طلبی 😅 هستم  بخاطر همین! . 


بعد از دوبار حمله اساسی ، تا یک هفته همه چی عادی بود ، تا این گوشیم به تعداد زیاد و از طرف مخاطب های ناشناس زنگ می خورد. تا گوشی رو هم برمیداشتم ، هرکسی اون بر خط بود بی هیچ مقدمه ای شروع می کرد به فحاشی و تهدید و .... 

از اونجایی که شماره ها فرق داشتن و آدما هم فرق داشتن آقا و خانوم و پیر و جوون ، خلاصه همه قشری بودند و من رو با انواع فحش های متعارف و غیر متعارف آشنا می کردند.

اصلا نمی فهمیدم چی شده ، چه اتفاقی افتاده ، چرا آخه ؟! ، تا این که بعد از تحمل فحش های فراوان یکی از مخاطب های خانوم رو قانع کردم که ماجرا رو توضیح بده چرا داره بهم فحش میده ؟

گفت که یکی با فلان شماره (شماره آخرین مزاحم) زنگ زده و کلی فحش و بد و بی راه گفته بهش ، حالا اونم زنگ زده تلافی کنه :| ، و مشخص شده اون انسان مزاحم گوشیش رو دایورت کرده رو شماره من :/

بله ، هیچ کاری هم نمیشد کرد ، با اپراتور تماس گرفتم ، گفت شماره ای که دایورت شده فقط باید توسط مالک خط از دایورت خارج بشه ! هیچ توضیحی براشون کارگر نبود ! 

دو روز بعد گوشیم رو دایورت کردم روایط عمومی اپراتور مذکور. یک هفته بعد سیم کارت مزاحم مروبطه رو تحت پیگرد قرار دادند.

تقریبا از اون موقه تا حالا مزاحم نداشتم و حتی پیامک های تبلیغاتی ! 


+ با خوندن پست شباهنگ در خصوص اسنپ یاد این ماجرا افتادم.

۹۶/۰۶/۱۲ ۲۵ نظر ۶
یک آشنا

وقتی که حرفات زیاده !


ممکنه یادتون نیاد ف یه زمانی تلفن ها دیواری بودن و وقتی خیلی حرف داشتی ، خسته می‌شدی از ایستادن ، دقیقا به حالت بالا در می اومدی ، آره حرف اون روزاست ، اون روزایی که موبایل و تلگرام و اینستاگرام و .... خلاصه تکنولوژی امروزی نبود ، بله تکنولوژی بود ولی نه از نوع امروزیش :|

آره دیگه ، حرفم می آد ، خیلی حرفم میآد ، شمام اگه تلفنتون از این سیم داراست ، بهتره یا بشینید یا دراز بکشید.


اعتراف می‌کنم با این که تو این مدتی که نبودم ، کلی مقاله نوشتم ولی تا همین الان برای شروع این پست مشکل داشتم ، سه پاراگراف نوشتم و پاک کردم ، اینقدر حرف ها زیاده و دسته بندی نشده تو مغزم دارن رژه میرن که نمیدونم از کجا باید شروع کنم ! از دغدغه های کاریم یا دغدغه های فرهنگی و اجتماعی ، یا مسائلی که هر روز بهشون فکر می‌کنم و با خودم میگم چرا باید دنیا این شکلی باشه.

خوب بهتره قبل از این که مِـن و مِـن کردنم خستتون بکنه موزیک زیر رو پلی کنید.




اول این که به آدم های خیلی مطمئن اصلا اعتماد نکنید ، فرقی نمکنه استادتون باشه یا دکتر و وزیر و یا وکیل ، اعتماد نکنید ، آدم هایی که خیلی مطئن به نظر من دانش کمی دارن ، اینقدر دانش کمی دارند که فکر میکنن تمام علم عالم رو می دونن تمام جوانب قضیه رو هم در نظر گرفتند و هیچ احتمال غیر از اونکه اونها می دونند وجود نداره ! همین اطمینان کاذب باعث میشه گند بزنن به کار ! اینا که دارم تجربه ای است که مستقیما برای خودم پیش اومده ، همیشه این احتمال رو بدید که از چیزی آگاهی نداشته باشید!

این اصل همه جا کاربرد داره حتی روابط بین آدما ، ادمی که فکر میکنه همه چیز رو میدونه زود تصمیم میگیره زود قضاوت میکنه ! میگم زود قضاوت میکنه چون همه ما قضاوت میکنیم ، ندیدم آدمی رو که قضاوت نکنه ، هرکسی هم میگه قضاوت نمیکنه شعار میده ، ولی خوب این قضاوت کردنه دیر و زود داره بسته به جنبه افراد مختلف هست سعی کنید از افراد دیر قضاوت کن باشد ، اینطوری قابل تحمل تر به نظر می آیید.

ببخشید پرت شدم ، داشتم میگفتم از آدمای مطمئن بترسید ، مخصوصا از نوع دکترش ! ما که مهندسیم و خیر سرمون بر اساس معادلات و اعداد و قوائد عالم هستی حرف میزنیم باز یه احتمال 0.001 درصدی می آد و کل دب دبه و کب کبه رو به فنا میده چه برسه به بابایی که اصلا اسم علمش هست تجربی ! نه قائده ای داره نه اصولی نه اثباتی داره و نه ردی !

اما خاصیت آدم اینه که وقتی مستاصل شد به حرف هر کسی گوش میده حتی یه پزشک کاملا مطمئن ، چاره ای نیست ، اونم آدمه و سعی میکنه با آزمایش و خطا بفهمه چتونه ! چند وقت پیش داشتم فکر میکردم که الان پزشکا پزشک نیستن یا حداقل کمتر پزشکن ، همونطوری که برنامه نویسا هم کمتر برنامه نویسن ! 

اگه از برنامه نویسی اطلاع داشته باشید یا یکیشون رو از نزدیک دیده باشید ، دیگه آدمای عجیبی به نظر نمی آن ، آدم هایی که با خودشون حرف میزنن یا تو خودشونن ، یا تو خوب مشت و لگد می پرونن خخخ ، نه دیگه از وقتی قابلیت Debug اومده مسائل خیلی راخت تر حل میشه خط به خط چک میکنن خطا رو پیدا میکنن نه مثل قدیما باید تحلیل می کردن تفسیر میکردن شرایط مختلف رو در نظر می گرفتن تا بفهمن مشکل میتونه از کدوم خط برنامه باشه (البته منکر این نیستم که چالش های جدیدی هم وجود داره) ولی خوب ربطش به دکترا از اونجا شروع میشه که دکترام دیگه مریضا رو دیباگ میکنن ! 

فلان آزمایش رو بده ، ببینم فطلان خط کدت درست کار میکنه ، حالا فلان آزمایش و حالا و.... و بیمار بین آزمایشگاه و مطب مدام در حال پاس کاری است ، حالا فکر میکنید خدا یا چی شده این قدر دارم به پزشکا گیر میدم ؛ خوب باشه مساله ای پیش نیومده فقط چند روزی به خاطر کارم به اورژانس سر میزنم و وضعیت اونجا خیلی .....

بگذریم . تا حالا تو خواب بهتون حمله شده ؟ ، این که مثلا یهو از خواب بپرین ، از تخت پرت بشین پایین ، یا مشابه اون ، خیلی دلهره آوره ، آدم تا چند وقت آدم هنگه کلا ، این روزا دوباره خواب گردی میکنم ، وقتایی که مغزم بیشتر از حد مجازش کار میکنه ، اینطور میشه ، اولین بار وقتی حدود 8 یا 9 سالم بود خواب گردیم توسط افراد خانواده شناسایی شد خخخ ، تا قبلش فکر میکردن روح سرگردان تو خونه وجود داره ، ولی بعد کاشف به عمل اومد که روح سرگردان آشناست خخخخ. دوران دانشگاه هم تو خوابگاه چند بار از صدای جیغ در حین خواب گردی از خواب پریدم! و این خیلی بده ، فکر کن تو تخت خواب از کابوس بیدار بشی همین که تخت رو می بینی متوجه میشی کابوسه و خواب بودی و ... ولی فکر کن وقتی بیدار بشی که داری راه میری ! تا میآی بفهمی چی شده تو کجایی و... چقدر می ترسی 

خوب باز شروع شده ! باز خوبیش اینه که همیشه نیست و بعد از یه بازه ای که نمیدونم دقیقا چه بازه ای است رفع میشه ، یا امیدوارم که بشه !


۹۶/۰۴/۱۴ ۹ نظر ۳
یک آشنا