۱۱۴ مطلب با موضوع «نگاه متفاوت» ثبت شده است

The Apartment


باکستر: آینه‌ات شکسته...


خانم کیوبلیک: می‌دونم. همین‌جوری دوستش دارم، من رو همون‌طوری که هستم نشون میده...


#دیالوگ فیلم The Apartment محصول 1960 (IMDB)


+ خیلی دوست دارم نظرات رو تایید کنم ولی اینقدر ذهنم مشوش هست که حیفم میآد !، کامنت های این پست هم بازه

۹۷/۰۵/۰۲ ۱۴ نظر ۱۰
یک آشنا

Like 52Hz whale


وقتی طرحی ، ایده ای ، محصولی ، مقاله ای یا هر چیزی که نیاز به حمایت داره ، دارید و می خواید ارائه کنید ، دو تا عامل وجود داره که میتونه باعث شکست اون طرح بشه، البته عوامل حیلی زیادی دخیل هستن ولی خوب اینجا تجربه ای رو بیان میکنم مروبط به یکی از اون عوامل هست.

اول این که طرح شما عقب افتاده باشه ، یعنی قدیمی باشه ، خوب سرمایه گذاری و وقت گذاشتن براش کمتر توجبه پذیر است و کمتر کسی است که در این خصوص شک داشته باشد. اما حالتی هم وجود دارد و آن هم این است که طرح شما از زمان جلو تر باشد ! 

بله تعجب نکید ، اگر طرح شما از زمان ارائه خودش جلوتر باشد ، با مغز به زمین میخورد ، شک نکنید ، نمونه های عملی های زیادی وجود دارد! دقیقا خلاف چیزی که به نظر می رسد ، طرح برای موفقیت نباید از زمان خودش جلوتر باشه ، چون کسی نمی فهمدش ، کسی که درک نکند و یا نداند که شما در خصوص چه حرف می زنید چطور می توانند کمک کنند که طرح شما موفق بشود ؟

تجربه تلخ زیادی دارم ، حدود 9 سال پیش، توی اتوبوس نشسته بودم و مشغول خوندن کتاب اشعار هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) بودم و گه گاهی به فکر می برد ، از بلیط اتوبوس واحد برای نگه داشتن صفحه کتاب استفاده می کردم ، یعنی بلیط رو میذاشتم لای صفحه های کتاب که یعنی بدونم تا کجا رو خوندم (هنوز کتاب و همون بلیط رو دارم :) ، همینطور که داشتم فکر می کردم چشمم به کیسه ای افتاد بغل دست راننده که بلیط های دریافت شده رو پاره می کرد و میریخت توی اون کیسه!

اول فکر کردم چرا پاره می کنه بلیط ها رو  ، خوب نگه داره دوباره استفاده شه ، بعد فکر کردم چرا بلیط کاغذی باشه اصلا ! یه چیز تکنولوژیک باشه ، مثل کارت های RFID

چیزی که برام اهمیت داشت طبیعت بود و کاری که میشه راحت تر باشه چرا اینقدر پیچیده اش باید بکنیم ، هیچی ایده رو با سه چهار نفر مطرح کردم ، یکی گفت مافیای کاغذ نمیذاره!؛ یکی گفت برو بابا این سیستم ها مال جهان اوله نه اینجا ، یکی گفت دلت خوشه کی به حرف تو گوش میکنه و ....

هیچی رفتم اتوبوس رانی ، اینو ببین و اونو ببین و خلاصه فرد مسئول محترم رو پیدا کردم و طرح رو توضیح دادم ، اول که مثل جغد نگاهم می کرد بعد مثل کسی که متوجه نشده چی شده چندتا سوال پرسید وقتی رسید به اینجا که هرکسی باید یه کارت بخره ، خوشحال شد و مثل کسی راه فراری پیدا کرده ، گفت فکر کردی کسی پول میده کارت رو بخره ؟ ، من رو میگی از این اندازه حجم حماقت مونده بودم چی بگم ! 

هیچی میخوام بگم اون طرح برای اون زمان خیلی جلو بود ، 4 سال بعدش سیستم رو پیاده سازی کردن به همون شکلی که من اون موقع توصیف کرده بودم ، البته با مقداری تغییر ؛ نمیشه گفت ناراحت بودم! حوشحالم بودم که ایده ام عملی شده بود حالا توسط یکی دیگه چه فرقی میکنه :/

حالام گاهی اشتباهم رو تکرار میکنم و ایده های جلوتر از زمانم رو مطرح میکنم ، شما این اشتباه رو نکنید ، وقت شناس باشید.


+ وال 52 هرتزی ، شاید تنها ترین وال جهان باشه ، وال ها معمولا با اصوات 10 تا 39 هرتز با هم حرف می زنند ، این وال خاص با 52 هرتز صحبت میکنه ، پس کسی نه می شنودش نه می بیندش پس تنهاست ، خیلی هم تنهاست

۹۷/۰۴/۳۰ ۱۶ نظر ۱۰
یک آشنا

آتئیست

مهم نیست چقدر دم از آتئیست بودن میزنی 

مهم نیست چقدر ادای روشنفکرای غربی و شرقی در می آری

باور تو همونه که وقتی داریم تصادف می کنی فریاد میرنی

یا پنج تن !


+لطفا توی زندگی خودتون باشید

۹۷/۰۳/۳۱ ۹ نظر ۶
یک آشنا

شما بگو پراید چنده !


امروز بحثی با یه بنده خدایی داشتم که می گفت پراید رو عراق دارن عرضه میکنن به 3 میلیون تومان ! یه عکس هم از شبکه های اجتماعی هی نشون میداد می گفت اینو ببین ! 

خوب اصلا با مصادیق عقلی جور در نمی آد ، حتی اگر قیمت آهن کیلوییش رو بخوایم حساب کنیم باز گرون تر می شه ! ؛ اصلا قابل باور نیست

از اونجایی که چیزی بی تحقیق و مدرک تو کَت ما نمیره ، گفتیم بریم اینترنت ، نه سایت های فارسی ، بلکه سایت های عراقی :/ گشتیم و گشتیم تا دیوار عراقی رو پیدا کردم. 

عکس های فوق هم از همونجا برداشتم ، هر طور حساب میکنم ، دینار ، هزار دینار ، میلیون دینار ! ، همش غیر منطقیه !

دوستانی که با عربی آشنایی دارند ، برید توی لینک بالا ببینید سر در میآرد ، آخرش پراید چنده اونجا ؟


+ مطابق صحبت ها نظر دوستان ، فکر میکنم منظور از اعداد ورقه بوده یعنی صد دلاری که قیمت پراید مثلا میشه 6300 دلار که منطقی هم به نظر میرسه

۹۷/۰۳/۱۸ ۲۰ نظر ۳
یک آشنا

مارگارت ، زنی که بشر را به فضا برد!

بله زنی که بشر را به فضا برد (پروژه آپلو 11) ! نه به اندازه کافی دقت نکردی ، زنی که کد(نرم افزار) آپولو رو نوشت و مدیریت کرد ! 

الان شما پاشو برو توی یه شرکت ، بگو من برنامه نویسیم ، اگر آقا باشید که برخوردشون منطقی و قابل قبول هست ، ولی وقتی خانوم باشی ، باورت نمی کنند و اول دستت می دازند :| ، یا یه نگاه اون طوری بهتون می کنند که یعنی مگه دارم ، مگه میشه !

متاسفانه عادت کردیم که خانوم ها رو باور نکنیم ، این وضعیت الان جامعه ماست ، ولی پروژه آپولو مربوط به نیم قرن پیش بود که ناسا ، مارگارت رو باور کرد. این یعنی به راحتی حداقل 50 سال عقبیم ، تکنولوژیک نمی گم ، به لحاظ فرهنگی میگم ! 

مارگارت وقتی سرپرست تیم MIT در پروژه آپولو بود که ، مثل امروز ابزارهای پیش رفته ای برای رفع خطا و دیباگ وجود نداشت ، این همه سیمولاتور وجود نداشت ، کد ها اسمبلی نوشته میشد و با دست ، هیچ شانس دوباره ای نبود ، اگر کد درست نوشته نمی شد ، اگر خطای کوچکی توی الگوریتم بود آپولو به مقصد نمی رسید ، همه اینها یعنی شاهکار مهندسی و برنامه نویسی ، همه چیز برای بار اول باید بدون خطا و درست کار می کرد!

بله همه اینها کار یک زن بود.

مارگارت هامیلتون


+ منبع عکس موزه MIT

۹۷/۰۳/۱۳ ۱۸ نظر ۱۰
یک آشنا

بعد از هزار و اندی سال...


هزار و چهارصد و اندی سال پیش ، اعراب عقب افتاده دختران رو زنده به گور می کردند

تا این که خورشید اسلام طلوع کرد و این جهل و نادانی را نکوهش کرد

بعد از هزار و چهارصد و اندی سال ، اینجا ، توی ایران ، به اسم اسلام باز دارند دختران رو زنده به گور می کنند.

#دورباطل


+ درباره عکس نقل از صفحه مهدی یزدانی خرم: 

محمود اسکویی عکاس این عکس است و عکس هایی چنین از خانواده اش. یک ویژه گی عجیب در تمام تصاویری که او برداشته وجود دارد و آن سیاه کردن تصویر همسرش است در عکس ها و این واقعیت سال ها بعد ظهور این شیشه ها به دست نوه اش آشکار شد که خودش قصه ی دیگری ست...حذف زن در عکس عجیب است و اجرای آن ویژه، او برای بودن مقابل دوربین دعوت شده، آمده و بعد سیاه...غیاب او کاملن بر تمام عناصر حاضر و روشن تصویر سایه انداخته و همین امر است که هویت او را بر تصویر کوبیده است...نمی شود از مرد آن روزگار، هرچند متجدد، دوربین دار و نوگرا توقع تفکری پیش روتر داشت، هرچند او در ابتدا این حضور را پذیرفته، همسرش را دعوت کرده و بعد در تردید میان سنت و عرف و تجدد به سمت اولی چرخیده و زن را سیاه کرده تا کسی او را نبیند

+

وضعیتی که این زن دچارش شده در عکس در نگاهی دقیق تر بسیار چندسویه است... ناپیدا اما پیدا، حفره ای سیاه در قلب یک تاریخ... حفره ای که بافت زمان مرده ی عکس را می شکافد و اتفاقن پیش می رود و راهرویی می شود برای رسیدن به زمانه ی ما!... سیاه شدن هیبت و هیات او در گوشه ی تصویر به نحوی جان اش را دوچندان کرده است... من از دل این حفره به آن سوی زمان می نگرم و بی هیچ بیان شعاری و هشتگ خوری درمی یابم که چگونه می شود تاریخ مونث را در این فرایند بازبینی کرد و دید

۹۷/۰۳/۰۵ ۲۱ نظر ۴
یک آشنا

دین در همه !

مادام جولیک ، مطلبی نوشتن که خیلی جالب بود ؛ 

مساله جالب توجه اش ، برای من این مساله است که هر کسی با توجه به سلیقه و خواسته های شخصیش میآد و دین رو کاستوم (شخصی سازی) میکنه ، یعنی اون چیزی که می پسنده رو فالو میکنه ؛ اون چیزی رو که دوست نداره ، آنفالو میکنه ! 

یه چیزی تو مایه های فرقه کاتولیک ، اصلا دلیل گسترش کاتولیک ، همین قابلیت کاستوم شدنش هست ، یعنی کلیات دین که مشخصه ولی جزییات با توجه به آدام و رسوم هر منطقه متفاوت هست ، مثلا توی کانادا ؛ کاتولیک بودن یه چیزه ، تو ایتالیا یه چیز دیگه ؛ نه توی کلیات بلکه توی جزییات ، همین اصل هم شده که کاتولیک بزرگترین فرقه مسیحی رو تشکیل میده ! 

رفتار و برخود خیلی ها با دین ختم میشه به خواست های شخصی خودشون متاسفانه ؛ 

خیلی ساده باید یاد آوری کنم که عزیز دل ، دین در همه ، سوا کردنی نیست که خوباش رو برداری و اونچه خوشت نمی آد و بذاری برای بقیه 

آره دین در همه! یا باور داری یا نداری ؛ نمیشه بگی اینجاش رو باور دارم و اونجاش رو نه ندارم :|

۹۷/۰۲/۲۹ ۲۴ نظر ۱۰
یک آشنا

از امنیتی که داریم !

هر حرفی که بزنی ،آخرش تهش اینه که از خدات باشه توی ایرانی ، امیتنی که اینجا هست ، هیچ کجا نیست ! ، کشورهای اروپایی رو ببین ، هی عملیات انتحاری میشه توشون ! اون که اروپاست ، باقیه جهان هم دست کمی ندارن توی بی امنیتی ! و مدام یک سواله که توی ذهنم تداعی میشه ، مرز امنیت و آزادی کجاست ؟ تا کجای امنیت معنی میده وقتی ورود میشه به حریم شخصی !

خوب البته راست میگه دمشون گرم، ما امنیت داریم ، ولی نه همه امنیت رو بلکه بخشی از امنیت رو داریم ! اگه توسط افراد خودفروخته تررور نمی شم ولی با خودرو های داخلی که میشم ؟ ، با جاده های داخلی که میشیم ، با سیستم هواپیمایی که میشیم ، با آلودگی ریزگرد ها ؛ نه نه ببخشید گرد و غبار(جدیدا مشکل رو حل کردن و اسمش رو گذاشتن گرد و غبار) که مبشبم ؛ حالا فرض کن زنده بمونی و به این شکل کشته نشی، بازم امنیت داری ! 

امنیت داریم وقتی آگهی استخدامی میدی و از 15 رزومه ارسالی ، 4 تاش ؛ دو برابر سن خودت رو دارن و اصلا بازنشسته فلان جا هستن ولی باز دنبال کار می گردن چون دخل ها هیچ ربطی به خرج ها ندارد.

یک عمر کار کردی و خورده پس اندازی که تو بانک داری ، یک شبه نصف میشه :| ، نه این که بخوام بگم کاری به اختلاس دارم نه ، منظورم گران شدن دلاره ، عملا سرمایه ماست که داره بی ارزش میشه نه این که دلار گرون میشه ! 

چقدر باید بی ارزش باشیم ، که یکی اون ور اقیانوس آرام یه حرفی بزنه ، ما فقیر تر بشیم ، بعد طرف برگرده بگه من به فکر شمام(ملت ایران) :|

میگن حمایت از تولید داخل ، ولی دوست عزیز ، بدون مواد اولیه داری از چی حمایت میکنی ؟ کدوم تولید داخلی مستقل وجود داره ؟ ، من الان نه می تونم نفروشم نه می تونم بفروشم :/

اگه بفروشم که بعد باید دو برابرش رو بدم مواد اولیه تهیه کنم تازه با این وضعی که گمراکت رو بستید و هیچ کالایی رو اجازه ترخیص نمی دید؛ اگرم نفروشم حقوق رو از کجا باید بپردازم ؟! 

اون اندک تولید داخلی که وجود داشت رو هم دارید از ریشه میزنید :( ، بعد حمایت بکنید از کالای داخلی ! 

لعنتی آمریکا برجام رو بی جام کرد ، یوان چین چرا دوبرابر شد پس ؟ ، یعنی چین و آمریکا دستشون تو دست همه ؟

نمی دونم دیگه ، خسته شدم

از این همه بودن خسته شدم

۹۷/۰۲/۲۵ ۱۵ نظر ۱۰
یک آشنا

آدم های فرهیخته اما به شدت احمق

urlo sx fs;sur; sd;o tsgysm bpkpf js,om sfs, js ,oypmr nsdjrlr fst rum js; lr grlt ,olpmmsmf sfs, jsu gstjoljyru jsdysm nr djrfsy sf, jsu sj,shjo jsdysm @ mr,pmr ls, msfstsm Y js,om fotpx ypu nsusm ns fpysdjpm sdjrms djpfs, Y lr ru lsdj sd;sm sdjrms mr,odjpfs,vjpmr jr,shjsyrdjpm bshjrsm sxst fsjsmfr sdy T bshjrsm sxst fsjsmfr sdy ,ohom mrksf [stdyu sdy bs;o nr joy;rt jshj ,ofs, shst sfs, jsu msfsm tp msnpf ,olstf/


+ سعی نکن ، اگر ضریب هوشی زیر 100 داری ، به جایی نمی رسی ! 

+ رمزگذاری بودن استفاده از نرم افزار بوده ، پس ممکنه خطاهای جزیی داشته باشه

+ امروز برنده مسابقه شیطنت رو اعلام می کینم.

۹۷/۰۲/۲۳ ۲۶ نظر ۳
یک آشنا

آدم مناسب!

فکر می کنید ، بتونید با کسی که تاحالا ندید ازدواج کنید ؟

هرقدر بخواید میتونید باهاش حرف بزنید، اما نمیتونید ببینیدش، فکر میکنید اونقدری شیدا هستید که بعد از دیدنش پشیمون نشید ؟

آدمی رو میشناسم که اینچنین ازدواج کرده، خیلی دیوانگیه 

پرسیدم چطور این شد اینطور شد ؟

- گفت ، ظاهر هر آدمی با پول راحتی به دلخواه در می آد ، اما نحوه فکر کردنش ، اصولش ، اخلاقش ، نه شاید هیچ وقت تغییر نکنه!

+ اگر ظاهرش اونچه فکر میکردی نبود ؟

- اگه خوب بشناسی ، ظاهر برات اونقدر اهمیت نداره ! 

حتی برعکسم هست ، اگر از ظاهر کسی خوشت بیاد هی نقایص اخلاقیشو نادیده میگیری ، اما بعد چند روز که جذابیت ظاهری افول کرد ، تو میمونی و یه مشت اخلاقیات که اصلا باهاشون کنار نمی آیی


۹۷/۰۲/۰۷ ۱۹ نظر ۶
یک آشنا