۳ مطلب در آذر ۱۳۹۷ ثبت شده است

فلسفیدن در تراموا !

آشنا کجاست ؟

دوستان عزیز تر جانی دارم در بلاگستان که نگران یک آشنا می شوند ؛ واقعا لذت بخشه که دوستانی داشته باشید که نگرانتان باشند ! حسی مثل این که کسی بهتون اهمیت بده ؛ خیلی فوق العاده است.

اما واقعا کجام ؟ بذارید اینطور بگم 8 که بیدار میشم ؛ 9 سر کارم پشت میز ! سرم رو که از پشت کامپیوتر بلند میکنم شده 9 شب ! برسم خونه ؛ شام و ... میشه 12 ! نیم ساعتی رو بخوام بخونم خوابم که نه مردم تا 8 صبح روز از نو ..... دو سه هفته ای هم که جمعه ام سر کارم :|

زندگی ماشینی دیگه بهتر از این نمیشه


قضیه تراموا چیه ؟

کامنت یلدا است در پست قبل (همینجا شب یلدا رو به همه شما دوستان خوبم تبریک میگم خصوصا یلدا شیرازی :)



خوب اما تراموا ؛ مساله ای است که برای اولین بار تو سال 1967 مطرح شد به این شکل که میگه فرض کنید شما پیش یه سوزن تغییر خط ریل ایستاده اید و شاهدید که تراموا داره توی مسیری میره که 5 نفر روی رویل مشغول کاری هستند ؛ در صورت ادامه مسیر توسط تراموا 5 نفر کشته خواهند شد، اما شما قادرید با تغییر مسیر تراموا یک نفر را که روی ریل دیگری است قربانی کنید و جان 5 نفر را نجات دهید ! در چنین شرایطی چه خواهید کرد ؟


اغلب استناد میکنند که نجات جان 5 نفر ارزش بیشتری دارد تا جان یک نفر ! و مسیر را تغییر میدهند !

فرض کنید آن یک نفر آلبرت انشتین باشد قبل از ارائه تئوری نسبیت و آن 5 نفر برادان دالتون باشند ؛ آن موقع چی ؟

معتقدم اصلا جواب درست وجود ندارد این مساله !


بگذارید مساله رو جور دیگه ای مطرح کنم ، ببینم نظر شما چطور تغییر میکند ؛ 5 نفر و تراموا سر جاشون هستند و شما و یک نفر دیگه روی پلی هستید که تراموا از زیرش رد میشه ؛ شک ندارد که با پرت کردن نفری که کنار شماست راننده تراموا قبل از رسیدن به 5 نفر متوقف خواهد شد ! آن موقع چطور عمل می کنید ؛ آیا یک نفر را با دستان خودتان از پل به پایین پرت خواهید کرد ؟ !


اینجا اغلب جواب ها منفی است ، چرا چون مستقیما فاعل عمل قتل هستید ؛ کسی که کنار شماست در این مساله و کسی که بر روی ریل انحرافی است در مساله قبلی هیچ تقصیر و گناهی نداشته اند و در زمان اشتباه در جای نادرستی نبوده اند!

اما چه می شود که در یکی با کمترین درنگ میگویید چنین میکنم و در دیگری میگویید نمی کنم ، چه چیزی تفاوت دارد ؟


بگذارید ساده تر کنم مساله رو ؛ دکتری هستید که 5 مریض با حال وخیم دارید که نیاز به پیوند عضو دارند ، یکی کبد ، یکی قلب ، یکی کلیه ، یکی شش و ... در این شرایط یک بی خانمان را می آورند که پایش شکسته ؛ آیا حاضرید او را بکشید تا جان 5 بیمار دیگر را نجات دهید ؟ ؟ ؟ ؟ !


فکر نمیکنم در خصوص این یکی کسی شک و تردیدی داشته باشه، خیلی جالب میشه وقتی فکر کنید خوب چه چیزی تو مساله ها متفاوت بود اینطور متفاوت بودن ؟


+ شاید بخاطر همینه که فرمانده ها خیلی ساده دستور قتل و عامل یه عده آدم رو صادر می کنند و سرباز ها دچار اختلال های روانی می شن

۹۷/۰۹/۳۰ ۱۶ نظر ۶
یک آشنا

در هم و بر هم !

چندین بار مطلب رو نوشتن و پاک کردم ، انقدر در هم برهم شد که بی سر و ته از آب در اومد ! 
همیشه همینطوره بعد از یه مدت که ننویسی ؛ همین بلا سرت می آد - موضوعاتی که توی مغزت رژه میرن و میخوای یه اشاره ای به هر کدوم داشته باشی ، باعث میشه هم نوشته مشوش بشه مغزت بدتر نتونه دسته بندی کنه مباحث رو ! 

فاز اول:
برجسته ترین چیزی که توی مغزم رژه میره ؛ اینه که آینده همین الانه ! نه از این جهت که آینده ای وجود نداشته باشه بلکه از اون نظری که الان علم به جایی رسیده که تقریبا هر آنچه از آینده متصور بودم امکان فراهم شدنش هست ! 
الان آدم هایی مثل ژول ورن واقعا کم داریم ؛ آدم هایی که تصوری دور از ذهن ارائه کنه ؛ تصوری که هممون در حد یک داستان تخیلی قبولش کنن نه یک امکان برای آینده ! 
فکر کنید چقدر خسته کننده میشه جهان وقتی آینده ای تخیلی براش نداشته باشیم !

فاز دوم
بعد از اون دارم فکر میکنم مرض هایی لاکشری هم به لطف دانش مندان با تفکر سرمایه داری ؛ داره به وجود میآد ؛ جایی خوندم که مهم تر از کسب علم ؛ کسب معرفت است ! اگر نه علم سلاحی ویرانگر است!
فرض کند دانشمند کاشف واکسن فلج اطفال حق امتیاز این کشف رو رایگان در اخنیار شرکت های دارو سازی قرار نمی داد ؛ چند کودک از این فلج جان خود را از دست می دادند ؟ حالا همین مورد برای چندین بیماری برعکس داره اتفاق می افته ؛ بیماری هایی که فقط برای قشر بی دارمد بیماری هستند و برای قشر پر دامد شاید یک تفریح بیش نباشد ! 
آدم و آدم چه فرقی می کنند ؟ چه کسی قدرت تصمیم گیری داره که کدوم انسان محکوم به مرگ پیش بینی پذیره و کدوم نیست ؟

فاز سوم
هر چه بیشتر می گذره آ احتمال این که ماشین ها وارثان زمین بعد از انسان باشند بیشتر میشه ! همین الان هوش مصنوعی داره یاد میگره که در مورد کشن انسان تصمیم بگیره ! نه این یک فیلم تخیلی نیست ، بلکه واقعیتی است که داره اتفاق می افته ! البته فکر میکنم در خصوص ربات های سرباز هم چیزی شنیده باشید ؛ ربات هایی که قراره تروریست ها (بلاخره آدم ها) رو بکشن ! تا ارتش تلفات انسانی کمتری داشته باشه (چه استدلال مسخره ای) 
هوش مصنوعی پیاده شده درون ماشین های خود راننده باید تصمیم بگیره آدم بکشه (الانشم میگرده) :| ؛ فرض کنید یک ماشین خود راننده که مثلا سرنسین هم داره ، داره توی جاده حرکت میکنه ؛ بعد میرسه به یه دسته آدم که اومدن وسط خیابون دارن فوتبال بازی می کنند با فرض این که نتونه ماشین رو نگه داره که به کسی صدمه نزنه ؛ آیا باید ماشین رو بکوبه به دیوار و سرنشین درون ماشین رو بکشه یا آدم هایی که در جای نادرستی دارند فوتبال بازی میکنند ؟
باید تصمیم بگیره یه آدم سرنشین ماشین و بی گناه رو بکشه یا 6 آدم متخلف رو ؟ شاید بگید تلفات کمتر بهتر ولی اگر خودتون سرنشین ماشین بودید چطور ؟
۹۷/۰۹/۲۱ ۱۰ نظر ۵
یک آشنا

سخت بپایین که نیست !

منظورم گوشیتون هست ، خعلی حواستون بهش باشه ؛ نه این که گوشی خوب باشه ها نه ، به شخصه به شدت ازش متنفرم ، اما دیگه گیر نمیآد ؛ گوشی توی بازار گیر نمیاد ! 
یادتون هست که گوشی دوستم رو ازش دزدیدند !  بنده خدا رفته گوشی بخره ، میگه حاضرم با این قیمت های الکی و بی سر و ته هم حتی پول بدم گوشی بخرم ولی کو که بخرم ! ؛ برای اثباتش کافیه که به دیجیکالا یا موبایل آی ار یه سری بزنید ببینید خوتون ! 

+ حالا باز خوبه نمیگن که تحریم ها کاغذ پاره است ؛ همینشم جای شکرگذاری داره  :/ ؛ دارم فکر میکنم ببینم میشه مسافری وارد کرد براش یا نه ! خیر سرمون کلی دوست این ور و اون ور داریم ولی ...
۹۷/۰۹/۰۳ ۱۵ نظر ۴
یک آشنا