روز جهانی ما :)


امروز یعنی 13 اوت یا 22 مرداد ، روز چپ دست ها نام گذاری شده است. پس این روز رو به همه چپ دست های دنیا تبریک میگم . قبلا گفتم که دنیا رو مطابق خواست شما راست دست ها ساختن و همین مساله باعث شده که ما چپ دست ها هر روزه با مشکلات متفاوتی دست و پنجه نرم کنیم و دقیقا دلیل نام گذاری این روز ، انتقاد از این است که تمام ابزار ها و امکانات برای راست دست ها طراحی شده است مثل صندلی های یک دسته ، صندلی راننده در خودرو ،  قوانین راهنمایی رانندگی و ....

با مشکلات ما بیشتر آشنا شوید :




مدت زمان: 3 دقیقه 41 ثانیه 

+ امشب چپ دست ها به خندوانه می روند / از دستش ندید

۹۵/۰۵/۲۲ ۱۹ نظر ۳
یک آشنا

دل تنگ

همیشه باید از دماغ آدم خوشی و تفریحش در بیاد !

این روزا سخت درگیرم ، از صبح ساعت 8 که بیدار میشم تا 11 که نیم ساعت استراحت می کنم و میخوابم ، حالا به خاطر این که خیلی بی راه نگفته باشم 2 ساعت در رفت و آمد و 40 دقیقه هم برای نهار و 10 دقیقه برای شام و صبحانه که در حین کار یا راه می خورم !! فعلا یک هفته ای میشه برنامه ام شده اینطوری!

خدا می داند که چقدر دلم تنگ شده ، فرصت کنم و بلاگ تک تکتون رو بخونم  ، چقدر مساله هست که دوس دارم در موردشون بنویسم ، نمیدونم کی قراره این روزای سخت و پر مشغله تمام بشه . از من به شما توصیه

وقتی تدریس می گیرد ، پروژه باهش نگیرید ، وقتی پروژه گرفتید ، یه پروژه دیگه نگیرید ، وقتی دو تا پروژه و تدریس دارید ، لااقل پروژه هاتون تحقیقی نباشه یا بابا لااقل high-tech نباشه که مثل خر تو گل گیر کنی و کسی نتونه گوشه کار رو بگیره !

این روزا دو مساله ذهنم رو درگیر کرده ، یکی فلسفی و یکی ادبی هست ، هر روز صیح که بیدار میشم ، فکر میکنم :

 مهربان باش ، و فقط مهربان باش ، بی انتظار هیچ پاسخی بی هیچ توقعی ، فقط مهربان باش مثل گلی در بیابان که عطر خود را در فضا می پراکند !!!

آخر شب ، وقتی که برای خواب آماده میشم فکر می کنم که مشغله زیاد آدم رو احمق میکنه ، فرصت فکر کردن رو از آدم می گیره ! چرا آدم باید کاری کنه که احمق بشه ؟! خود آگاه یا نا خود آگاه ؟

و دعا میکنم خدایا مرا از این حماقت رهایی ده.

۹۵/۰۵/۱۶ ۹ نظر ۱
یک آشنا

یک آشنای خوشحال


جایی بکر که نه، ولی خیلی سرسبز کنار ساحل یک دریاچه ، هوایی عالی و خنک ، اینقدر خنک که شب ها بی پتو نمی شد خوابید ، زیر چتر ستارگان و با لالایی جیرجیرک ها چه شب های شیرینی بود، حیف که فقط دو روز مهمان بودیم ، بعد باید برمیگشتم به جهنم شهر!
می دانید ، فکر کردم ، چقدر ما آدم ها بیچاره شده ایم ، اینقدر بیچاره شده ایم که حتی لذت بردن را فراموش کرده ایم ، آدم هایی را دیدم که با سم حشره کش به جنگ صدای جیرجیرک ها رفته بودند ، یا کسانی را دیدم که شهر را با خود آورده بودند ، جوانکی را دیدم که با چه لذتی در این هوای کوهستانی قلیان می کشید ، و مبهوت این همه بی چارگی گشته بودم ، آدم هایی شده ایم که حتی لذت بردن را فراموش کرده ایم !
اگر قصد داشتید از طبیعت لذت ببرید ، حتما به نکات زیر توجه کنید:
  • هیچ اتفاقی نمی افتد اگر دو روز طبیعت گردی را غذای حاضری و ساده بخورید وقت خودتون رو تلف غذا درست کردن نکنید.
  • در مسافرت و طبیعت گردی ، خانم ها هم حق استراحت دارند نه این که مدام در حال ظرف شستن و غذا پختن باشند.
  • هیچ اتفاقی نمی افتد اگر دو روز کوشی خود را خاموش کنید سر از این صفحه 5 اینچی برداری و به نمای فول اچ دی خداوندی نگاه کنی.
  • برای لذت بردن از مسافرت نیاز نیست یک وانت لوازم با خود همراه کنی ، یک کوله پشتی کفاف تمام نیاز های شما را میدهد. {توریست های خارجی فقط با یک کوله کل جهان را می چرخند اون وقت ما برای مسافرت هفتاد هشتاد کیلومتری باید کل خانه رو جابجا کنیم }
  • بسیار دقت کردم ، باور بفرمایید که زمین پوست موز و سیب و انواع خورشت را دوست ندارد و نمی خورد ، آنها را در سطل آشغال بیندازید.
  • گل ها روی ساقه آ مخصوصا صیح ها خیلی بوی بهتری دارند تا لابلای موها و بدن شما ، آنها را نکشید.
  • طبیعت مطابق میل ما عمل نمی کند ، ما باید مطابق خواست طبیعت رفتار کنیم ؛ این طبیعی است ، عصبانی نشوید لطفا
  • اگر در جاده های پر درخت پیاده روی کنید و صدای طبیعت را بشنوید حال بهتری دارد تا این که با ماشین و صدای موزیک سر و ته جاده رو دو دقیقه ای طی کنیم و در آخر بگوییم که چیزی نداشت :/
  • هوای آزاد و کوهستانی برای نفس کشیدن بسیار عالی است نه سیگار و قلیان کشیدن.

+ جاتون خالی خیلی خوش گذشت :))
۹۵/۰۵/۱۰ ۱۴ نظر ۵
یک آشنا

زندگی در حباب

گاهی به انتهای حباب میرسم ، جایی که نمیتونم نفس بکشم ، انگار همیشه این خلاء وجود داشته ، فضایی بیکران که تهی است ، و هیچ چیزی در آن نیست ، آدم وقتی که به اینجا میرسه ، یعنی دیواره حبابش ، دوست داره بره ، وقتی که به اینجا میرسی یعنی باید حباب رو بشکنی و بری ، نیاز به یه خونه جدید داری ، نیاز داری که افکارت رو بزرگتر کنی ، اما خیلی از ما آدم ها ، توی حبابی که هستیم در مرکزیش هستیم و هیچوقت هم ازش خارج نمی شیم ، کوچکتر که بودم ، نوجوان شاید ، در شهر کوچکتری زندگی می کردم ، شهری که شاید تنها کتابخانه پرکتابش همون کتابخانه پدر بود ، حبابی که اون روزا داشتم خیلی کوچکتر از حباب های امروزم بود ، روزگار بدی نبود ، ولی عالی هم نبود. 

بعد از اومدن به یک شهر بزرگتر ، حباب ترک برداشته قبلی شکست ، امکانات ، رویاهای بزرگتر ، آرزوهای بزرگتر ، بعد از دانشگاه ، باز حباب بزرگتری داشتم ، کار علمی ، سیستم های پیچیده تر ، افکار پیچیده تر ، تضاد های دنیای امروزی ، و باز شوق تجربه های جدید مرا به مرز این حباب کشانده ، مرزی که با مرز های کشورم یکی است.
یکی از خوشبختی های زندگیم ، علاقه ام به رشته و کارم هست ، ولی انگار اینجا همون شهر کوچکی است که تنها دلخوشی ام ، رویاپردازی ام است.
۹۵/۰۵/۰۵ ۹ نظر ۳
یک آشنا

یک جفت چشم!


چرا نباید هر زنی

       زیباترین زن جهان باشد؟


دست کم برای یک بار

 دست کم برای مدتی

  دست کم برای یک جفت چشم !


۹۵/۰۴/۲۸ ۱۶ نظر ۷
یک آشنا

خودشون رو کشتن ^_^

آهنگ Sway از بازیگر و خواننده ایتالیایی Dean Martin هست ، فقط سر در نمی آورم که سیگار کشیدن و خواندن اینقدر غش و ضعف داره آخه ^_^ ، حجمش 3 مگابایت هست ، از دستش ندید.




دریافت
مدت زمان: 2 دقیقه 41 ثانیه 



Sway


When Marimba Rhythms start to play

Dance with me, make me sway

Like a lazy ocean hugs the shore

Hold me close, sway me more

Like a flower bending in the breeze

Bend with me, sway with ease

When we dance you have a way with me

Stay with me, sway with me

Other dancers may be on the floor

Dear, but my eyes will see only you

Only you have the magic technique

When we sway I go weak

I can hear the sounds of violins

Long before it begins

Make me thrill as only you know how

Sway me smooth, sway me now

Other dancers may be on the floor

Dear, but my eyes will see only you

Only you have the magic technique

When we sway I go weak

I can hear the sounds of violins

Long before it begins

Make me thrill as only you know how

Sway me smooth, sway me now

You know how

Sway me smooth, sway me now

۹۵/۰۴/۲۲ ۱۱ نظر ۲
یک آشنا