ما هیچ - ما نگاه (پست قبلی رو ببینید)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۹۷/۰۵/۲۲
یک آشنا

روز جهانی یک آشنا

امروز یعنی 13 اوت یا 22 مرداد ، روز چپ دست ها نام گذاری شده است. پس این روز رو به همه چپ دست های دنیا تبریک میگم. از اونجایی که یک آشنام چپ دسته ، پس روز جهانی یک آشنا هم هست ! 

قبلا گفتم که جهان رو به کام راست دست ها ساختن ، برای توضیحات بیشتر اینجا رو بخونید.


+ پست بعدی اولین پست پسورد دار این بلاگ خواهد بود ! 

+ سورد هم فقط بلاگرهای آشنا داده خواهد شد.


۹۷/۰۵/۲۲ ۲۱ نظر ۲
یک آشنا

The Apartment


باکستر: آینه‌ات شکسته...


خانم کیوبلیک: می‌دونم. همین‌جوری دوستش دارم، من رو همون‌طوری که هستم نشون میده...


#دیالوگ فیلم The Apartment محصول 1960 (IMDB)


+ خیلی دوست دارم نظرات رو تایید کنم ولی اینقدر ذهنم مشوش هست که حیفم میآد !، کامنت های این پست هم بازه

۹۷/۰۵/۰۲ ۱۴ نظر ۱۰
یک آشنا

Like 52Hz whale


وقتی طرحی ، ایده ای ، محصولی ، مقاله ای یا هر چیزی که نیاز به حمایت داره ، دارید و می خواید ارائه کنید ، دو تا عامل وجود داره که میتونه باعث شکست اون طرح بشه، البته عوامل حیلی زیادی دخیل هستن ولی خوب اینجا تجربه ای رو بیان میکنم مروبط به یکی از اون عوامل هست.

اول این که طرح شما عقب افتاده باشه ، یعنی قدیمی باشه ، خوب سرمایه گذاری و وقت گذاشتن براش کمتر توجبه پذیر است و کمتر کسی است که در این خصوص شک داشته باشد. اما حالتی هم وجود دارد و آن هم این است که طرح شما از زمان جلو تر باشد ! 

بله تعجب نکید ، اگر طرح شما از زمان ارائه خودش جلوتر باشد ، با مغز به زمین میخورد ، شک نکنید ، نمونه های عملی های زیادی وجود دارد! دقیقا خلاف چیزی که به نظر می رسد ، طرح برای موفقیت نباید از زمان خودش جلوتر باشه ، چون کسی نمی فهمدش ، کسی که درک نکند و یا نداند که شما در خصوص چه حرف می زنید چطور می توانند کمک کنند که طرح شما موفق بشود ؟

تجربه تلخ زیادی دارم ، حدود 9 سال پیش، توی اتوبوس نشسته بودم و مشغول خوندن کتاب اشعار هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) بودم و گه گاهی به فکر می برد ، از بلیط اتوبوس واحد برای نگه داشتن صفحه کتاب استفاده می کردم ، یعنی بلیط رو میذاشتم لای صفحه های کتاب که یعنی بدونم تا کجا رو خوندم (هنوز کتاب و همون بلیط رو دارم :) ، همینطور که داشتم فکر می کردم چشمم به کیسه ای افتاد بغل دست راننده که بلیط های دریافت شده رو پاره می کرد و میریخت توی اون کیسه!

اول فکر کردم چرا پاره می کنه بلیط ها رو  ، خوب نگه داره دوباره استفاده شه ، بعد فکر کردم چرا بلیط کاغذی باشه اصلا ! یه چیز تکنولوژیک باشه ، مثل کارت های RFID

چیزی که برام اهمیت داشت طبیعت بود و کاری که میشه راحت تر باشه چرا اینقدر پیچیده اش باید بکنیم ، هیچی ایده رو با سه چهار نفر مطرح کردم ، یکی گفت مافیای کاغذ نمیذاره!؛ یکی گفت برو بابا این سیستم ها مال جهان اوله نه اینجا ، یکی گفت دلت خوشه کی به حرف تو گوش میکنه و ....

هیچی رفتم اتوبوس رانی ، اینو ببین و اونو ببین و خلاصه فرد مسئول محترم رو پیدا کردم و طرح رو توضیح دادم ، اول که مثل جغد نگاهم می کرد بعد مثل کسی که متوجه نشده چی شده چندتا سوال پرسید وقتی رسید به اینجا که هرکسی باید یه کارت بخره ، خوشحال شد و مثل کسی راه فراری پیدا کرده ، گفت فکر کردی کسی پول میده کارت رو بخره ؟ ، من رو میگی از این اندازه حجم حماقت مونده بودم چی بگم ! 

هیچی میخوام بگم اون طرح برای اون زمان خیلی جلو بود ، 4 سال بعدش سیستم رو پیاده سازی کردن به همون شکلی که من اون موقع توصیف کرده بودم ، البته با مقداری تغییر ؛ نمیشه گفت ناراحت بودم! حوشحالم بودم که ایده ام عملی شده بود حالا توسط یکی دیگه چه فرقی میکنه :/

حالام گاهی اشتباهم رو تکرار میکنم و ایده های جلوتر از زمانم رو مطرح میکنم ، شما این اشتباه رو نکنید ، وقت شناس باشید.


+ وال 52 هرتزی ، شاید تنها ترین وال جهان باشه ، وال ها معمولا با اصوات 10 تا 39 هرتز با هم حرف می زنند ، این وال خاص با 52 هرتز صحبت میکنه ، پس کسی نه می شنودش نه می بیندش پس تنهاست ، خیلی هم تنهاست

۹۷/۰۴/۳۰ ۱۶ نظر ۱۰
یک آشنا

کفرنامه

از کفرنامه اثر کارو


خداوندا

اگر روزی بشر گردی

زحال بندگانت با خبر گردی

پشیمان می شدی از قصه خلقت

ازاین بودن از این بدعت


خداوندا

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی و برای لقمه ی نانی

غرورت را به زیر پای نا مردان فرو ریزی

زمین و آسمان را کفر می گویی نمی گویی؟


خداوندا

اگر با مردم آمیزی

شتابان در پی روزی

ز پیشانی عرق ریزی

شب آزرده و دل خسته

تهی دست و زبان بسته

به سوی خانه باز آیی

زمین آسمان را کفر می گویی

نمی گویی؟

+ امروز یعنی ۲۷ تیر سالمرگ شاعر بزرگ معاصر ایرانی کارو است. این شعر از کارو هم بی مناسبت با حال و روز ما نیست ! کارو دردریان عموما در اثارش به مبارزه با فقر و خرافات می پرداخت .

+ ویگن (خواننده) برادر کوچک کارو است

۹۷/۰۴/۲۷ ۸ نظر ۱۰
یک آشنا

همینجا که هستم


  • من همینجا که هستم میمانم. 
  •   منتهی قدری غمگین‌تر از معمول، 
  •     قدری آسیب‌دیده‌تر،
  •  زیرا تو از همیشه به من نزدیکتر هستی و
  •  در عین حال دور از دسترس.
۹۷/۰۴/۲۳ ۱۲ نظر ۱۰
یک آشنا