۲۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «یک آشنا» ثبت شده است

سخت بپایین که نیست !

منظورم گوشیتون هست ، خعلی حواستون بهش باشه ؛ نه این که گوشی خوب باشه ها نه ، به شخصه به شدت ازش متنفرم ، اما دیگه گیر نمیآد ؛ گوشی توی بازار گیر نمیاد ! 
یادتون هست که گوشی دوستم رو ازش دزدیدند !  بنده خدا رفته گوشی بخره ، میگه حاضرم با این قیمت های الکی و بی سر و ته هم حتی پول بدم گوشی بخرم ولی کو که بخرم ! ؛ برای اثباتش کافیه که به دیجیکالا یا موبایل آی ار یه سری بزنید ببینید خوتون ! 

+ حالا باز خوبه نمیگن که تحریم ها کاغذ پاره است ؛ همینشم جای شکرگذاری داره  :/ ؛ دارم فکر میکنم ببینم میشه مسافری وارد کرد براش یا نه ! خیر سرمون کلی دوست این ور و اون ور داریم ولی ...
۹۷/۰۹/۰۳ ۶ نظر ۳
یک آشنا

ملعون 25 دلاری


 طراح سیستم های دیجیتال و Embedded ! فقط اسمش قشنگه اگر نه ؛ نه رسمش خوبه و نه پولش، اون ملعون رو توی عکس میبینید نارنجی رنگش کردم ، 25 دلار پولش هست ، یعنی نزدیک به حدود 400 هزار تومان با هزینه حمل و گمرک و ... تمام میشه ! امروز تو کمتر از ده دقیقه دو عدد از این ملعون به درک واصل شدن ؛ سر ایراد تغزیه لعنتی ! یعنی ده دقیقه 50 دلار پر ! 

الان خیلی برخوردم رمانتیک تر شده ؛ فقط دارم نگاهش میکنم و فکر میکنم و در اخر به ذهنم رسید یه پست بذارم از بدبختی هایی که می‌کشیم ؛ یادم میآد اون اوایل خیلی سال ها پیش که میکروکنترلر های AT80C51 اومده بود تازه پیش دانشگاهی بودم ؛ اون موقع دلار فکر میکنم حدود 800 تومن بود و این میکروی عزیز 5000 هزار تومن قیمت داشت ؛ یعنی به پول الان حدود 100 هزار تومان. اون موقع میخواستم جشنواره خوارزمی شرکت کنم و داشتیم به سیستم دیجیتال مثلا میساختیم ! 

حالا شما فرض کن اون سیستم دیجیتالت میکروکنترلر هم داشته باشه، خیلی فریبنده بود ؛ اون موقع 3 تا دونه از این میکروکنترلر ها خریدم ؛ تو یه شب بخاطر اشتباه طراحی 3 تاش رو سوزوندم :| ؛ آخریش که سوخت ؛ اینقدر عصبانی شده بودم که چکش رو برداشتم کل مداری رو که ساخته بودم با خاااااک یکسان کردم ! الانم دقیقا همون حس رو دارم تنها چیزی که باعث میشه این کار رو نکنم اینه که امیدوارم واقعا ماژول نسوخته باشه که البته میدونم زهی خیال باطل ! 


+ تا سه ماه پیش همین ماژول 90 تومن بود حدودا دوتاش سوخته میشد اینقدر به آدم فشار نمی آمد.

+ بسه هرچی سوزوندم ؛ بساط رو جمع میکنم بزنم بیرون ! یکم هوا عوض کنم و کتاب بخونم 

۹۷/۰۸/۲۲ ۱۷ نظر ۱۰
یک آشنا

دلار و رویا

زندگی بدون رویا با مرگ فرقی نداره ! 

دلار رو بهونه نکنید 

رویا هاتون رو دنبال کنید ؛ 

زندگی تکرار شدنی نیست ؛ از دستش ندید 



۹۷/۰۶/۲۱ ۱۴ نظر ۹
یک آشنا

ایرانی جماعتی که ما باشیم !

خیلی سعی کردم سکوت کنم که چیزی نگم از ایرانی بودنمان - ولی واقعا نمیشه ! خیلی موجودات جالبی هستیم ، از زمان قاجار تا حالا حتی ذره ای هم تغییر نکردیم ، این همه ثابت قدمی والا از هیچ ملتی سراغ ندارم ! منظومه عالم ختم میشه به محوریت شخصی که خودمون باشیم !
مثال های خیلی معاصر میزنم ! کمتر از دو ساعت پیش رفته بودم داروخانه ؛ یه آقایی رو دیدم که 6 پوشک مولفیکس تعداد زیاد خرید به همراه 10 عدد شیر خشک ! اول ذوق کردم و میخواستم بپرسم آقا چند قلو هستند ؟! که یکی گفت از ماست که برماست !که یادم افتاد که ظاهرا قراره اینا کم یاب بشه ! (با اشاره به پست زامبی نباشید ! و ادمین های ده ساله ) 
یادمه یه سالی توی بلاد کفر یه چیزی کم یاب شده بود به دلیلی که نتونسته بودن تامین کنن ، بعد مردم مازاد خونه هاشون رو می ارودن میدادند فروشگاه ها که اونایی که لازم دارن استفاده کنن ! واقعا اگر شما ده برابر نیازت خرید کنی تنها با این فکر که اگر گرون شد 2 قرون صرفه جویی کرده باشی موجودی بازار کم میشه ( تا تامین موجودی مجدد زمان لازمه) اون بیچاره ای که واقعا لازم داره چه خاکی باید به سرش بریزه ! 
یا همین دلار (امروز که داره 15 هزار رو هم تاچ میکنه ظاهرا اگر رد نکرده باشه) با یه خبر ملت میریزن تو خیابون که دلار بخرن ؛ بعد یه بیچاره ای که بچه اش دانشجو هست اون ور ، لنگ دلار میشه که حتی نتونه دلار براش بفرسته ! آیا این انصافه واقعا ! به مردم ترکیه نگاه کنیم و خجالت بکشیم که با بالارفتن دلار ، دلاراشون رو می فروختن و آتش می زدند :|
این است تفکر ایرانی ، چون برای من نباشد ؛ عمرا بگذارم برای دیگران هم باشد !
۹۷/۰۶/۱۳ ۲۱ نظر ۷
یک آشنا

فوتوسنتز !

با وضع موجود و بالا رفتن هر روزه قیمت ها و البته ارز های خارجی (نه خاصا دلار) ظاهرا برای ادامه بقا نیاز به فرگشتی دوباره داریم ! 

در آینده ایران کسی که با فوتوسنتز نتواند زنده بماند ، محکوم به نیستی است ! 

+ باشد که در جمله فوتوسنتز کنندگان باشیم :/

#تلخ

۹۷/۰۶/۱۲ ۱۳ نظر ۹
یک آشنا

زامبی نباشید !


اول میخواستم بنویسم گاو نباشید ، بعد گفتم بگم گوسفند نباشید ، در اخر دیدم بیچاره این حیونا چه گناهی کردن که باید هیزم آتش حماقت ما آدم ها بشن ! ، برای همین بهترین عنوان رو زامبی دیدم ! اما زامبی کیست ، یا چیست ؟ ویکی پدیا خیلی ساده میگه مرده متحرک ، اگه بخوام دقیق تر بگم زامبی انسانی که تحت تاثیر جادوی وودو روحش رو تقدیم جادوگر میکنه و فرمان بردار جادوی سیاه میشه ! خیلی خلاصه اش اینه که وقتی در زندگی روزانه تعقل نداشته باشی ، میشی یک زامبی حلقه به گوش به نفع کنترل کننده ها ، دیگه چی بهتر از این ! 

الان داری فکر میکنی خوب حالا کو جادوی سیاه ؟ ، همینجاست جلو چشمات ؛ توی دستت ، قبلا تنها تلویزیون بود الان تک تک شبکه های اجتماعی که بدون فکر ، داریم چرندیاتش رو نوشخار میکنیم میشن جادوی سیاه وودو ! تا حالا نشده خبری رو بخونی بدون این که ذره ای فکر کنی اصلا چنین چیزی شدنی هست ، برای چند نفر دیگه فروارد کنی ؟ خوب همین دیگه جادوگرا همین رو میخوان ! این که شما فکر نکنی ؛ فقط عمل کنی ! 

تا حدود زیادی میشه گفت وقتی که چنین رفتارهایی رو انجام میدید ، شما به یک زامبی تبدیل شده اید ، فرض کنید 5 تا خبر رو توی 5 تا شبکه مختلف میخونید ، به احتمال 80 درصد باورش میکنید ، و احتمالا فرواردش می کنید یا لایکش می کنید! بله شما زامبی شده اید .

ممکنه این خبر توسط ادمین 10 ساله یک کانال تلگرامی درست شده باشه و 4 منبع دیگه از روی خوشخیالی خبر رو فروارد کرده باشند و باعث بشن اعتماد شما به خبر جلب بشه ، به همین سادگی ، قدرت انتخاب از شما گرفته میشه !

در ابعاد بزرگتر وقتی بخوان ذهن آدم ها رو کنترل کنن ، تمام رسانه ها دست به دست هم میدن تا شما اونچه رو آنها میخواهند باور کنید ، آنچنان باور کنید که حتی واقعیت رو یک استثناء بدونید ؛ کاری که توی تمام دنیا رسانه ها دارند انجام می‌دهند همینه !  برای مثال چرا غالب ایرانی ها فکر می کنند " بینی عملی " باعث جذابیت بیشتر میشه ؟ چرا غالب مردم دهه اخیر فکر می کنند " اندام لاغر " باعث جذابیت میشه ؟ ؛ چرا غالب مردم جهان " پوست برنزه " جذاب تره ؟

نگو که تا حالا حتی به یکی از موارد بالا فکر نکردی که باور نمی کنم ، مگر این زیاد مجله و تلویزیون و فیلم و شبکه های اجتماعی رو دنبال نکنی ! بله اینطور دارند ذائقه آدم ها رو مهندسی می کنند ؛ و از مردم جهان زامبی می سازند !

بذارید مثال لوکال بزنم ، مشکلی که الان گریبان گیر جامعه است " شاخ های اینستاگرامی " ، غالبا آدم های بی هنر ، بی فرهنگ ، بدون هیچ گونه جذابیت اخلاقی که تنها با لایک ها و دنبال شدن توسط چندین هزار زامبی دچار این توهم شدند که آره حتما " آدم خیلی مهمی هستند " و تنها هنرشون نمایش بدنشون جلوی دوربین و چرت و پرت گفتن است ! اما بر خلاف چیزی که فکر می کنند دلقکی بیش نیستند!

بگذارید لوکال ترش کنم مساله رو ، خود شما به عنوان یک بلاگر (با ذهن خالی و بدون مقدمه بهش فکر کنید) اگر توی بلاگتون 200 تا کامنت دریافت کنید که توی فلان مسابقه شرکت کن یا فلان مطلب رو بنویس یا فلانی ، فلان حرف رو به شما زد توی فلان انجمن ؛ آیا واقعا مطابق علاقه خودتون عمل میکنید یا خواست مخاطب ها ؟


پس لطفا سعی کنید زامبی نباشید! ساده نیست ولی تلاشتون رو بکنید

۹۷/۰۶/۱۱ ۱۰ نظر ۷
یک آشنا

تکان دهنده(دیپ وب)

نشسته بودم داشتم فکر میکردم خوب حالا این همه مدت نبودم ، چی بنویسم که خدا رو خوش بیاد ، توی شبکه های اجتماعی چند تا پست راجب ل....ا (از من میشنوی نخواه بدون چیه اسمشم نمیگم که نری سرچ کنی - دهشتناکه واقعا) ، ردروم دیدم ، گفتم بیام روشن گری کنم ؛ و بگم که اینا چرند و چرته و ساخته تخیل یه سری آدم مریض هتسش !

مثلا میگن ردروم یه جایی(سایت) تو دیپ وب هست که شما وقتی پول میدی (بیت کوین) به یه چت روم وصل میشی که لایو ویدئو از شکنجه کردن یک آدم واقعی رو میتونی ببینی و حتی نظر بدی که چطور طرف رو شکنجه کنن ! این واقعا دهشتناکه :|

خوب سرچ کردم ببینم چقدر میتونه واقعیت داشته باشه این ماجرا ، تو سرچ ها اینقدر چیزای تکان دهنده دیدم که دست و پام داره میلرزه ، چقدر دنیای کثیفی داریم ، چقدر موجودات پستی وجود دارن که خودشون رو جای آدم جا زدن :/ تکان دهنده است واقعا

اما خوشبختانه ردروم تنها یه تخیله ! از اونجایی که دیپ وب از تکنولوژی تور (tor) استفاده می کنه تا کاربر ها رو مخفی نگه داره ، و از اونجایی که این کار تاوانی داره مثل از دست رفتن سرعت ، در نتیجه پخش لایو استریم از طریق tor امکان پذیر نیست ، پس این موضوع اصلا زمینه تکنولوژیک مورد نظر رو نداره و با امکانات امروزی قابل پیاده سازی نیست !

 از این ها که بگذریم ، چیزی که بیشتر ذهنم رو خراش میده ، انسان امروزی است که به هیچ وجه هیچ کاملی ر در طی قرون کسب نکرده است. دیپ وب جایی است که کسی شناسایی نمی شود ، و چه فجایعی که در آن رقم نمی خورد ، این یعنی آن که اگر انسان ها برای اعمالشان عقوبت نشوند ، دست به هر کاری می زنند که ساده ترین آن آدم کشی و شکنجه است!

نمونه بارزش هم که مورد عجیب مارینا آبراموویچ است که این مهم را به آزمایش گذاشت.


+پس بشر در طی سال ها تکامل چه کرده است ؟

۹۷/۰۶/۰۹ ۱۴ نظر ۴
یک آشنا

روز جهانی یک آشنا

امروز یعنی 13 اوت یا 22 مرداد ، روز چپ دست ها نام گذاری شده است. پس این روز رو به همه چپ دست های دنیا تبریک میگم. از اونجایی که یک آشنام چپ دسته ، پس روز جهانی یک آشنا هم هست ! 

قبلا گفتم که جهان رو به کام راست دست ها ساختن ، برای توضیحات بیشتر اینجا رو بخونید.


+ پست بعدی اولین پست پسورد دار این بلاگ خواهد بود ! 

+ سورد هم فقط بلاگرهای آشنا داده خواهد شد.


۹۷/۰۵/۲۲ ۲۴ نظر ۲
یک آشنا

Like 52Hz whale


وقتی طرحی ، ایده ای ، محصولی ، مقاله ای یا هر چیزی که نیاز به حمایت داره ، دارید و می خواید ارائه کنید ، دو تا عامل وجود داره که میتونه باعث شکست اون طرح بشه، البته عوامل حیلی زیادی دخیل هستن ولی خوب اینجا تجربه ای رو بیان میکنم مروبط به یکی از اون عوامل هست.

اول این که طرح شما عقب افتاده باشه ، یعنی قدیمی باشه ، خوب سرمایه گذاری و وقت گذاشتن براش کمتر توجبه پذیر است و کمتر کسی است که در این خصوص شک داشته باشد. اما حالتی هم وجود دارد و آن هم این است که طرح شما از زمان جلو تر باشد ! 

بله تعجب نکید ، اگر طرح شما از زمان ارائه خودش جلوتر باشد ، با مغز به زمین میخورد ، شک نکنید ، نمونه های عملی های زیادی وجود دارد! دقیقا خلاف چیزی که به نظر می رسد ، طرح برای موفقیت نباید از زمان خودش جلوتر باشه ، چون کسی نمی فهمدش ، کسی که درک نکند و یا نداند که شما در خصوص چه حرف می زنید چطور می توانند کمک کنند که طرح شما موفق بشود ؟

تجربه تلخ زیادی دارم ، حدود 9 سال پیش، توی اتوبوس نشسته بودم و مشغول خوندن کتاب اشعار هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) بودم و گه گاهی به فکر می برد ، از بلیط اتوبوس واحد برای نگه داشتن صفحه کتاب استفاده می کردم ، یعنی بلیط رو میذاشتم لای صفحه های کتاب که یعنی بدونم تا کجا رو خوندم (هنوز کتاب و همون بلیط رو دارم :) ، همینطور که داشتم فکر می کردم چشمم به کیسه ای افتاد بغل دست راننده که بلیط های دریافت شده رو پاره می کرد و میریخت توی اون کیسه!

اول فکر کردم چرا پاره می کنه بلیط ها رو  ، خوب نگه داره دوباره استفاده شه ، بعد فکر کردم چرا بلیط کاغذی باشه اصلا ! یه چیز تکنولوژیک باشه ، مثل کارت های RFID

چیزی که برام اهمیت داشت طبیعت بود و کاری که میشه راحت تر باشه چرا اینقدر پیچیده اش باید بکنیم ، هیچی ایده رو با سه چهار نفر مطرح کردم ، یکی گفت مافیای کاغذ نمیذاره!؛ یکی گفت برو بابا این سیستم ها مال جهان اوله نه اینجا ، یکی گفت دلت خوشه کی به حرف تو گوش میکنه و ....

هیچی رفتم اتوبوس رانی ، اینو ببین و اونو ببین و خلاصه فرد مسئول محترم رو پیدا کردم و طرح رو توضیح دادم ، اول که مثل جغد نگاهم می کرد بعد مثل کسی که متوجه نشده چی شده چندتا سوال پرسید وقتی رسید به اینجا که هرکسی باید یه کارت بخره ، خوشحال شد و مثل کسی راه فراری پیدا کرده ، گفت فکر کردی کسی پول میده کارت رو بخره ؟ ، من رو میگی از این اندازه حجم حماقت مونده بودم چی بگم ! 

هیچی میخوام بگم اون طرح برای اون زمان خیلی جلو بود ، 4 سال بعدش سیستم رو پیاده سازی کردن به همون شکلی که من اون موقع توصیف کرده بودم ، البته با مقداری تغییر ؛ نمیشه گفت ناراحت بودم! حوشحالم بودم که ایده ام عملی شده بود حالا توسط یکی دیگه چه فرقی میکنه :/

حالام گاهی اشتباهم رو تکرار میکنم و ایده های جلوتر از زمانم رو مطرح میکنم ، شما این اشتباه رو نکنید ، وقت شناس باشید.


+ وال 52 هرتزی ، شاید تنها ترین وال جهان باشه ، وال ها معمولا با اصوات 10 تا 39 هرتز با هم حرف می زنند ، این وال خاص با 52 هرتز صحبت میکنه ، پس کسی نه می شنودش نه می بیندش پس تنهاست ، خیلی هم تنهاست

۹۷/۰۴/۳۰ ۱۶ نظر ۱۱
یک آشنا

غمگینم !

غمگینم مثل کسی که یک ساله داره پول جمع میکنه یه سفر خارجی بره ؛

الان حتی با اون پول تا سر کوچه هم نمی تونه بره !

دل خوش به چی باشیم ؟

اصلا دل خوشیی میمونه ؟!

وقتی زنگ میزنی ، مگه صبر کنید امروز قیمت دلار اعلام نشده ؟؛ یادمون نرفته دوره رئیس جمهور قبل هم همین بود ؛ سر و ته یک کرباسن

یه چرا موندم بزرگ تو ذهنم هست ، و این روزا هر ساعت با خودم تکرار میکنم

چون بی عرضه ام ، چون دل خوش به اینم که شاید بشه کاری کرد !

#خواهم_رفت_بی_بازگشت

#خاموش_میمانم_تا_دم_رفتن

۹۷/۰۴/۰۴ ۲۴ نظر ۱۲
یک آشنا