۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نوشتالوژی» ثبت شده است

Tango to evora


تقریبا یک سال بعد از این که اولین بلاگ ام ساختم (حدود 1385)، دوست های خیلی خیلی خوبی پیدا کردم ، اینقدر خوب که هنوز گاهی به یادشون می افتم و غمگین می شم که دیگه ازشون خبر ندارم!

خوب چکار میشه کرد ، رسم روزگار جدایی است و هیچ راه چاره ای نیست.

یکی از این بهترین دوستام ، مرجان بود ! بهش میگفتم مرجان دریایی چون بلاگش آبی بود ، مثل دریا ؛ اسم بلاگش اُناش زمینی بود.

اون موقع ها که بچه سال بودیم و عاشق قرتی بازی ، از این کدای جاوا می‌ذاشتم تو بلاگ که برف بباره یا کلی نوشته دنبال موس حرکت میکرد و .... البته نه خیلی جلف ولی خوب دیگه الان بهش میگم جنگولک بازی ، ممکنه یادتون نیاد ولی به اون دوره این کارا مد بود و ته باکلاس حساب می شد.

مرجان هم یه آهنگ بک گراند بلاگش بود که هر وقت می شنوم ناخودآگاه به یادش می افتم ، خیلی دلم براش تنگ شده !

امیدوارم که هرکجا هست حالش خوب باشه و ایام به کامش باشه.


اون آهنگ :


+ آره دیگه همه یه زمانی جوون بودن و اهل قرتی بازی ، عیب نداره بخند خودمم می خندم.
۹۶/۰۹/۰۷ ۳۳ نظر ۸
یک آشنا

باز آمد ...




دریافت

۹۵/۰۶/۳۱ ۵ نظر ۲
یک آشنا