فلسفه زندگی

تازه چشماش رو باز کرده ، وقتی تو چشماش نگاه میکنم ، هیچ فروغی از زندگی توش نیست ، لباش از خشکی ترک خورده و به سختی نفس می کشه 

انگار که حجم بودنش بر روح خسته اش سنگینی میکنه ، لبخند تلخ که نه ، بی روحی میزنه و میگه این بار هم نشد که بشه

دستاش رو تو دستم میگیرم و میگم ، تا نبود شدن خیلی فاصله هست ، سعی کن به بودن فکر کنی ، بودن کنار آدمایی که دوستت دارن 

لبخند از روی لبش محو میشه و با بهت بهم نگاه میکنه و میگه "آدمایی که دوستم دارن یا آدم هایی که دیگر دوستشون ندارم"

حرفاش تلخه ، ولی به روی خودم نمی آرم حقیقتی رو که باور دارم. سوال میکنه 


- "فلسفه بودن چیست ؟"

میگم خیلی ساده است این که خاطره بسازی و خاطر بشی

- "فلسفه زندگی چیه ؟"

میگم خیلی ساده است ، فلسفه زندگی اینه که تو به آرزوهات برسی


دوباره خنده تلخی میکنه و میگه "دورغ می گی ، پس چرا هنوز اینجام! "

و باور می کنم هیچ چیز سخت تر از این نیست که زندگی رو حق خودت ندانی ، رنج خواهی کشید ، تلخ و زیاد.


۹۴/۰۸/۲۶ ۰ نظر ۱
یک آشنا

چسب زخم

پشت چراغ قرمز

پسرکی با چشمان معصوم  و دستانی کوچک گفت :

چسب زخم نمی خواهید ؟

پنچ تا  ، صد تومن  ،

آهی کشیدم و با خود گفتم :

تمام چسب زخم هایت  را هم که بخرم ،

نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو ...


حسین_پناهى 


۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۰
یک آشنا

خیال تو


به هر کجا که نشینم کمال بی ادبی است 

که ایستاده خیال تو در مقابل من


یک آشنا

۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۰
یک آشنا

مومن عشق

مومنم کردی به عشق و جازدی ،

تکلیف چیست؟!

بر مسلمانی که کافر می شود پیغمبرش


جواد_منفرد 


۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۰
یک آشنا

مسیر زندگی


گاهی این ما نیستیم که مسیر زندگیمان را مشخص می کنیم

این زندگی است که مسیر حرکت ما را مشخص می کند

یک آشنا

۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۱
یک آشنا

میخانه



یک نعره ی مستانه ز جایی نشنیدیم


ویران شود این شهر که میخانه ندارد


مجمر_اصفهانی


۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۱
یک آشنا

درد عاشقان



درمان درد عاشقان صبرست و من دیوانه‌ام


نه درد ساکن می‌شود نه ره به درمان می‌برم


سعدی


۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۱
یک آشنا

تبر زدن



هرچه تبر زدی مرا

زخم نشد جوانه شد


۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۱
یک آشنا

تنهایی یعنی

۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۱
یک آشنا

با خیال تو



با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه


باخبر باش که من غرق گناهم هر شب


۹۴/۰۸/۲۵ ۰ نظر ۱
یک آشنا