۱۳۱ مطلب با موضوع «نگاه متفاوت» ثبت شده است

اهواز


+ ولی قول بده که مراقب خودت باشی ؛ به غیر تو کسی رو ندارم 

- مراقبم دیوونه ! مگه جنگه ! ؛ سربازیه دیگه تمام میشه زود


#تسلیت_اهواز

#حمله_تروریستی_اهواز

۹۷/۰۶/۳۱ ۱۰ نظر ۹
یک آشنا

به دنبال معنا !

این روزها هر جا رو میبینی لباس سیاه پوشیدن و دارند برای امام حسین عزاداری نه بهتر بگم تو سر و کله هم می زنند ! 

میدونید ؛ به نظر من عزاداری کردن و این فعلی که داره حادث میشه تحت عنوان عزاداری فرسنگها فاصله داره ؛ البته این که خود عزاداری کردن رو هم درک نمی کنم ! حالا بعد بیشتر توضیح میدم چرا

پریشب داشتم از جایی رد میشدم هیئتی رو دیدم که مداح محترم به هزار شیوه و زحمت سعی می کرد مردم رو به گریه واداره ! اصولا ملاک مداح خوب بودن و بیشتر پول به جیب زدن (البته هنوزم انسان های نجیبی هستن که امام حسین رو با پول عوض نمی کنند) درصد آدم هایی است که توی مجلس گریه کرده و هر غش هم صد امتیاز و ده سکه دارد !

همین نگان دون باعث شده که راه رو اشتباه بریم ؛ اشتباه نکنید ؛ عزاداری برای امام حسین رو کاری پسندیده میدونم ولی واقعا منظورم عزاداری است نه فعل جاری که به عنوان عزاداری باب شده !

چه میشد اگر ملاک مداح خوب بودن ؛ به فکر فرو بردن مردم بود ، این که هدف امام چه بوده ؛ چرا جان خود و همراهان خود را برای آن هدف بزرگ قربانی کرده اند ؟!

چه میشد اگر به جای حس حس و گوپس گوپس و کوبیدن چاقو و قمه به فرق سر فکر کردن و هدف والای امام حسین را به آدم ها یاد آوری میشد ؟!


۹۷/۰۶/۲۸ ۱۲ نظر ۵
یک آشنا

دلار و رویا

زندگی بدون رویا با مرگ فرقی نداره ! 

دلار رو بهونه نکنید 

رویا هاتون رو دنبال کنید ؛ 

زندگی تکرار شدنی نیست ؛ از دستش ندید 



۹۷/۰۶/۲۱ ۱۴ نظر ۹
یک آشنا

ایمان

اصولا مفهوم ایمان خیلی مفهوم پیچیده است و درک نحوه کارکرد آن کار ساده ای نیست ! ولی باور دارم واقعا ایمان خطر ناک است ! ایمان داشتن به یک مقوله یعنی فکر کردن و سوال پرسیدن در خصوص آن مقوله را کنار بگذاریم و فقط باور داشته باشیم ! خیلی ساده بخوام مفهوم حرفم رو برسونم باید بگم که :

شما نمی توانید با کسی که ایمان دارد با کشتن شما به بهشت میرود ، منطقی بحث کنید ! 


آیا سرچشمه های داعش ، نازی ، و... ایمان نبوده است ؟

شما چه فکر می کنید ؟

۹۷/۰۶/۱۵ ۲۳ نظر ۶
یک آشنا

ایرانی جماعتی که ما باشیم !

خیلی سعی کردم سکوت کنم که چیزی نگم از ایرانی بودنمان - ولی واقعا نمیشه ! خیلی موجودات جالبی هستیم ، از زمان قاجار تا حالا حتی ذره ای هم تغییر نکردیم ، این همه ثابت قدمی والا از هیچ ملتی سراغ ندارم ! منظومه عالم ختم میشه به محوریت شخصی که خودمون باشیم !
مثال های خیلی معاصر میزنم ! کمتر از دو ساعت پیش رفته بودم داروخانه ؛ یه آقایی رو دیدم که 6 پوشک مولفیکس تعداد زیاد خرید به همراه 10 عدد شیر خشک ! اول ذوق کردم و میخواستم بپرسم آقا چند قلو هستند ؟! که یکی گفت از ماست که برماست !که یادم افتاد که ظاهرا قراره اینا کم یاب بشه ! (با اشاره به پست زامبی نباشید ! و ادمین های ده ساله ) 
یادمه یه سالی توی بلاد کفر یه چیزی کم یاب شده بود به دلیلی که نتونسته بودن تامین کنن ، بعد مردم مازاد خونه هاشون رو می ارودن میدادند فروشگاه ها که اونایی که لازم دارن استفاده کنن ! واقعا اگر شما ده برابر نیازت خرید کنی تنها با این فکر که اگر گرون شد 2 قرون صرفه جویی کرده باشی موجودی بازار کم میشه ( تا تامین موجودی مجدد زمان لازمه) اون بیچاره ای که واقعا لازم داره چه خاکی باید به سرش بریزه ! 
یا همین دلار (امروز که داره 15 هزار رو هم تاچ میکنه ظاهرا اگر رد نکرده باشه) با یه خبر ملت میریزن تو خیابون که دلار بخرن ؛ بعد یه بیچاره ای که بچه اش دانشجو هست اون ور ، لنگ دلار میشه که حتی نتونه دلار براش بفرسته ! آیا این انصافه واقعا ! به مردم ترکیه نگاه کنیم و خجالت بکشیم که با بالارفتن دلار ، دلاراشون رو می فروختن و آتش می زدند :|
این است تفکر ایرانی ، چون برای من نباشد ؛ عمرا بگذارم برای دیگران هم باشد !
۹۷/۰۶/۱۳ ۲۱ نظر ۷
یک آشنا

فوتوسنتز !

با وضع موجود و بالا رفتن هر روزه قیمت ها و البته ارز های خارجی (نه خاصا دلار) ظاهرا برای ادامه بقا نیاز به فرگشتی دوباره داریم ! 

در آینده ایران کسی که با فوتوسنتز نتواند زنده بماند ، محکوم به نیستی است ! 

+ باشد که در جمله فوتوسنتز کنندگان باشیم :/

#تلخ

۹۷/۰۶/۱۲ ۱۳ نظر ۹
یک آشنا

زامبی نباشید !


اول میخواستم بنویسم گاو نباشید ، بعد گفتم بگم گوسفند نباشید ، در اخر دیدم بیچاره این حیونا چه گناهی کردن که باید هیزم آتش حماقت ما آدم ها بشن ! ، برای همین بهترین عنوان رو زامبی دیدم ! اما زامبی کیست ، یا چیست ؟ ویکی پدیا خیلی ساده میگه مرده متحرک ، اگه بخوام دقیق تر بگم زامبی انسانی که تحت تاثیر جادوی وودو روحش رو تقدیم جادوگر میکنه و فرمان بردار جادوی سیاه میشه ! خیلی خلاصه اش اینه که وقتی در زندگی روزانه تعقل نداشته باشی ، میشی یک زامبی حلقه به گوش به نفع کنترل کننده ها ، دیگه چی بهتر از این ! 

الان داری فکر میکنی خوب حالا کو جادوی سیاه ؟ ، همینجاست جلو چشمات ؛ توی دستت ، قبلا تنها تلویزیون بود الان تک تک شبکه های اجتماعی که بدون فکر ، داریم چرندیاتش رو نوشخار میکنیم میشن جادوی سیاه وودو ! تا حالا نشده خبری رو بخونی بدون این که ذره ای فکر کنی اصلا چنین چیزی شدنی هست ، برای چند نفر دیگه فروارد کنی ؟ خوب همین دیگه جادوگرا همین رو میخوان ! این که شما فکر نکنی ؛ فقط عمل کنی ! 

تا حدود زیادی میشه گفت وقتی که چنین رفتارهایی رو انجام میدید ، شما به یک زامبی تبدیل شده اید ، فرض کنید 5 تا خبر رو توی 5 تا شبکه مختلف میخونید ، به احتمال 80 درصد باورش میکنید ، و احتمالا فرواردش می کنید یا لایکش می کنید! بله شما زامبی شده اید .

ممکنه این خبر توسط ادمین 10 ساله یک کانال تلگرامی درست شده باشه و 4 منبع دیگه از روی خوشخیالی خبر رو فروارد کرده باشند و باعث بشن اعتماد شما به خبر جلب بشه ، به همین سادگی ، قدرت انتخاب از شما گرفته میشه !

در ابعاد بزرگتر وقتی بخوان ذهن آدم ها رو کنترل کنن ، تمام رسانه ها دست به دست هم میدن تا شما اونچه رو آنها میخواهند باور کنید ، آنچنان باور کنید که حتی واقعیت رو یک استثناء بدونید ؛ کاری که توی تمام دنیا رسانه ها دارند انجام می‌دهند همینه !  برای مثال چرا غالب ایرانی ها فکر می کنند " بینی عملی " باعث جذابیت بیشتر میشه ؟ چرا غالب مردم دهه اخیر فکر می کنند " اندام لاغر " باعث جذابیت میشه ؟ ؛ چرا غالب مردم جهان " پوست برنزه " جذاب تره ؟

نگو که تا حالا حتی به یکی از موارد بالا فکر نکردی که باور نمی کنم ، مگر این زیاد مجله و تلویزیون و فیلم و شبکه های اجتماعی رو دنبال نکنی ! بله اینطور دارند ذائقه آدم ها رو مهندسی می کنند ؛ و از مردم جهان زامبی می سازند !

بذارید مثال لوکال بزنم ، مشکلی که الان گریبان گیر جامعه است " شاخ های اینستاگرامی " ، غالبا آدم های بی هنر ، بی فرهنگ ، بدون هیچ گونه جذابیت اخلاقی که تنها با لایک ها و دنبال شدن توسط چندین هزار زامبی دچار این توهم شدند که آره حتما " آدم خیلی مهمی هستند " و تنها هنرشون نمایش بدنشون جلوی دوربین و چرت و پرت گفتن است ! اما بر خلاف چیزی که فکر می کنند دلقکی بیش نیستند!

بگذارید لوکال ترش کنم مساله رو ، خود شما به عنوان یک بلاگر (با ذهن خالی و بدون مقدمه بهش فکر کنید) اگر توی بلاگتون 200 تا کامنت دریافت کنید که توی فلان مسابقه شرکت کن یا فلان مطلب رو بنویس یا فلانی ، فلان حرف رو به شما زد توی فلان انجمن ؛ آیا واقعا مطابق علاقه خودتون عمل میکنید یا خواست مخاطب ها ؟


پس لطفا سعی کنید زامبی نباشید! ساده نیست ولی تلاشتون رو بکنید

۹۷/۰۶/۱۱ ۱۰ نظر ۷
یک آشنا

The Apartment


باکستر: آینه‌ات شکسته...


خانم کیوبلیک: می‌دونم. همین‌جوری دوستش دارم، من رو همون‌طوری که هستم نشون میده...


#دیالوگ فیلم The Apartment محصول 1960 (IMDB)


+ خیلی دوست دارم نظرات رو تایید کنم ولی اینقدر ذهنم مشوش هست که حیفم میآد !، کامنت های این پست هم بازه

۹۷/۰۵/۰۲ ۱۴ نظر ۱۱
یک آشنا

Like 52Hz whale


وقتی طرحی ، ایده ای ، محصولی ، مقاله ای یا هر چیزی که نیاز به حمایت داره ، دارید و می خواید ارائه کنید ، دو تا عامل وجود داره که میتونه باعث شکست اون طرح بشه، البته عوامل حیلی زیادی دخیل هستن ولی خوب اینجا تجربه ای رو بیان میکنم مروبط به یکی از اون عوامل هست.

اول این که طرح شما عقب افتاده باشه ، یعنی قدیمی باشه ، خوب سرمایه گذاری و وقت گذاشتن براش کمتر توجبه پذیر است و کمتر کسی است که در این خصوص شک داشته باشد. اما حالتی هم وجود دارد و آن هم این است که طرح شما از زمان جلو تر باشد ! 

بله تعجب نکید ، اگر طرح شما از زمان ارائه خودش جلوتر باشد ، با مغز به زمین میخورد ، شک نکنید ، نمونه های عملی های زیادی وجود دارد! دقیقا خلاف چیزی که به نظر می رسد ، طرح برای موفقیت نباید از زمان خودش جلوتر باشه ، چون کسی نمی فهمدش ، کسی که درک نکند و یا نداند که شما در خصوص چه حرف می زنید چطور می توانند کمک کنند که طرح شما موفق بشود ؟

تجربه تلخ زیادی دارم ، حدود 9 سال پیش، توی اتوبوس نشسته بودم و مشغول خوندن کتاب اشعار هوشنگ ابتهاج (ه ا سایه) بودم و گه گاهی به فکر می برد ، از بلیط اتوبوس واحد برای نگه داشتن صفحه کتاب استفاده می کردم ، یعنی بلیط رو میذاشتم لای صفحه های کتاب که یعنی بدونم تا کجا رو خوندم (هنوز کتاب و همون بلیط رو دارم :) ، همینطور که داشتم فکر می کردم چشمم به کیسه ای افتاد بغل دست راننده که بلیط های دریافت شده رو پاره می کرد و میریخت توی اون کیسه!

اول فکر کردم چرا پاره می کنه بلیط ها رو  ، خوب نگه داره دوباره استفاده شه ، بعد فکر کردم چرا بلیط کاغذی باشه اصلا ! یه چیز تکنولوژیک باشه ، مثل کارت های RFID

چیزی که برام اهمیت داشت طبیعت بود و کاری که میشه راحت تر باشه چرا اینقدر پیچیده اش باید بکنیم ، هیچی ایده رو با سه چهار نفر مطرح کردم ، یکی گفت مافیای کاغذ نمیذاره!؛ یکی گفت برو بابا این سیستم ها مال جهان اوله نه اینجا ، یکی گفت دلت خوشه کی به حرف تو گوش میکنه و ....

هیچی رفتم اتوبوس رانی ، اینو ببین و اونو ببین و خلاصه فرد مسئول محترم رو پیدا کردم و طرح رو توضیح دادم ، اول که مثل جغد نگاهم می کرد بعد مثل کسی که متوجه نشده چی شده چندتا سوال پرسید وقتی رسید به اینجا که هرکسی باید یه کارت بخره ، خوشحال شد و مثل کسی راه فراری پیدا کرده ، گفت فکر کردی کسی پول میده کارت رو بخره ؟ ، من رو میگی از این اندازه حجم حماقت مونده بودم چی بگم ! 

هیچی میخوام بگم اون طرح برای اون زمان خیلی جلو بود ، 4 سال بعدش سیستم رو پیاده سازی کردن به همون شکلی که من اون موقع توصیف کرده بودم ، البته با مقداری تغییر ؛ نمیشه گفت ناراحت بودم! حوشحالم بودم که ایده ام عملی شده بود حالا توسط یکی دیگه چه فرقی میکنه :/

حالام گاهی اشتباهم رو تکرار میکنم و ایده های جلوتر از زمانم رو مطرح میکنم ، شما این اشتباه رو نکنید ، وقت شناس باشید.


+ وال 52 هرتزی ، شاید تنها ترین وال جهان باشه ، وال ها معمولا با اصوات 10 تا 39 هرتز با هم حرف می زنند ، این وال خاص با 52 هرتز صحبت میکنه ، پس کسی نه می شنودش نه می بیندش پس تنهاست ، خیلی هم تنهاست

۹۷/۰۴/۳۰ ۱۶ نظر ۱۱
یک آشنا

آتئیست

مهم نیست چقدر دم از آتئیست بودن میزنی 

مهم نیست چقدر ادای روشنفکرای غربی و شرقی در می آری

باور تو همونه که وقتی داریم تصادف می کنی فریاد میرنی

یا پنج تن !


+لطفا توی زندگی خودتون باشید

۹۷/۰۳/۳۱ ۹ نظر ۶
یک آشنا