The Bot

حدود دو سال پیش 2017 ؛ یک بات تلگرامی نوشتم که برخی وبلاگ های مورد علاقه ام رو ایندکس می کرد و اگر مطلب جدید منتشر می کردن ؛ مطلب رو برام توی تلگرام می فرستاد ؛ اینطوری صرفه جویی زیادی توی زمانم میشد ؛ گفتم خوب ایده بدی نیست و این بات رو توی بلاگ با دوستان به اشتراک گذاشتم که هرکسی دوست داره ازش استفاده کنه ! اما بر خلاف اونچه انتظار داشتم ؛ دوستان اعتراض کردن که حریم خصوصیشون نقض شده !!! (اگر چیزی رو داریم توی نت منتشر میکنیم ؛ یعنی در معرض دید عموم قرار میدیم و دیگه دغدغه حریم خصوصی در موردش داشتن مقداری غیر منطقی است. باری به هر جهت این شد که ربات رو از کار انداختم :/ تا کسی دغدغه نداشته باشه.
امروز داشتم فکر می کردم که  اگر ربات رو جوری تغییر بدم که خود نویسنده بلاگ فقط بتونه بلاگش رو برای دنبال شدن ثبت کنه ؛ شاید این دغدغه رو برطرف کنه :| و از طرفی این ربات مطالب بلاگ شما رو ذخیره کنه و به عنوان یک منبع بک آپ بشه بهش نگاه کرد (اگر خدایی کرده ناکرده اتفاقی افتاد بک اپ از نوشته هامون داشته باشیم) ! و در ضمن کاربر ها بتونن نظر خودشون رو با استفاده از ربات توی بلاگ شما درج کنن (مقداری ژانگولر بازی)! آها هم بلاگ و هم بلاگفا و .... رو پشتیبانی بکنه ^_^
حالا شما به عنوان یک بلاگر اگر چنین رباتی وجود وجود داشته باشه ؛ بلاگتون رو داخلش ثبت خواهید کرد ؟ ؛ و از ان برای خواندن بلاگ هایی که دوست دارید استفاده خواهید کرد ؟

+ ب.ن : اگر تمایل داشتید میتونید با اشتراک گذاری این مطلب نظر دوستان بلاگر دیگه هم بپرسید ؛ اینطور مطئین تر پیش خواهیم رفت.

۹۸/۰۴/۰۸ ۵۳ نظر ۱۵
یک آشنا

هکری که به دزد بزند !

خوب بگذارید مقداری قضیه رو باز کنیم ؛ در مورد پست قبلی نه ؛ قبل تریش ! فرض کنید عده ای به شکلی که قابل پیگیری نباشد مشغول دزدی از جیت عده ای هستند !

حالا این وسط ما بزنیم و اون عده ای که دارند دزدی میکنند و هک کنیم و بخشی از دزدیشون رو برداریم ؛ از اونجایی که نمی دونیم اینا از کی دزدی کردند نمی تونیم اموال رو به صاحبش برگردونیم ؛ حالا فکر میکنید این پول رو صرف کار خیر کنیم آیا اشکال دارد ؟


+ هکری که به دزد بزند خدا داند چگونه دزدی است :|

۹۸/۰۳/۲۵ ۱۲ نظر ۸
یک آشنا

نقل روزگار ما

گویند ۲۰۰ نفر را سه نفر سرباز لاغر اندام به اسارت گرفته و به صف کرده و می‌بردند.

تعدادی نظاره‌گر بر این جماعت اسیر می‌خندیدند و می‌گفتند:  "ای بیچاره‌ها چگونه است این سه نفر نحیف برشما چنین چیره گشته و این چنین خوار شدید؟"

یکی جهاندیده درمیان آنان فریاد زد 

که ای مردم بر ما نخندید که آن سه نفر با هم هستند و ما دویست نفر تنها ...


#دهخدا / امثال و حکم

۹۸/۰۳/۲۴ ۲ نظر ۹
یک آشنا

Not Safe

رفتم سفر ... برگشتم از سفر 

تمام کارها آن طور بر سرم هوار شد که خدا میداند ؛ اینقدر حجم کارها زیاد است که نمی دانم از کجا شروع کنم ...

ولی همیشه این وسط مسط ها چیزی برای دلخوشی پیدا می شود چیزی که مثل کنه بجسبد به افکارت ! قبلا گفتم که دنیای دیجتال اصلا جای امنی نیست ؛ اصلا امنیت در دیجیتالیسم امروزی معنی نمی دهد ؛ مخصوصا وقتی در جهان دوم به بعد زندگی کنی ؛ این مسخره بازی های که اسمش را امنیت می گذاریم ؛ خنده دار است ! هرچه بیشتر بدانی بیشتر نگران می شوی ؛ 

همش از یه ایده شروع شد و بعد از 3 روز کار تفریحی نتیجه حاصل شد و دسترسی به شبکه هدف اتفاق افتاد ؛ خوب این دسترسی گرفتن خیلی پیچیده نبود در مقابل کارهایی که قبلا انجام داده بودم ولی این بار یه فرق اساسی وجود داره ؛ با کنترل کردن 8 درصد از این شبکه میشه درآمد معادل روزانه نزدیک به 10 دلار داشت ! البته این شبکه یه شبکه خیلی خیلی کوچیکه که شبکه های خیلی بزرگتری هم موجوده تنها برای تست سراغ یه شبکه کوچک رفتم :/

و بعد از 4 روز میشه گفت 35 دلار درامد داشتم ! خوب این درآمد صرف کارهای خیریه خواهد شد ؛ چون هنوز رنگ کلاه رو انتخاب نکردم خخخ! 

+ بله جهان آنطور که فکر میکنید دارای امنیت نیست !

+ وارد فاز دوم شدم ؛ نوشتن ویروسی که توی این شبکه خودش رو تکثیر کنه به وقت ....

۹۸/۰۳/۱۸ ۹ نظر ۶
یک آشنا

Wake Up



دنیای واقعی ؛ جایی است که دوست نداریم توش زندگی کنیم ! و تمام عمر سعی می‌کنیم ازش فرار کنیم

دنیایی که توش زندگی می‌کنیم تنها یک توهم فانتزی از واقعیتی است که دوست داریم !

#یک_آشنا

#matrix



۹۸/۰۲/۳۱ ۱۱ نظر ۸
یک آشنا

یه نخ هم به من بده


- تا قبل از این که از ایران بری ؛ سیگار نمی کشیدی 

   نمیشد آن آدم ده سال پیش را در نگاهش پیدا کرد ؛ رد نگاه خسته اش در دود سیگار گم می‌شد ؛

+ الان هم نمی کشم ! فقط گاهی دلم برای هوای تهران تنگ می شود ؛ هوای لعنتی اینجا زیادی تمیزه ؛ ما ...

- اوهوم می فهمم ؛ ما اونقدر ها هم آدم های فراموش کاری نیستیم.

   حرفش رو کامل میکنم و فکر میکنم ده سال تنهایی چه کارهایی که با آدم ها نمی کند

+ تو چی فکر میکنی چقدر دووم بیاری ! 

- من ! هیچی ؛ یه نخ هم به من بده .


#یک_ماجرای_واقعی



۹۸/۰۲/۱۴ ۱۱ نظر ۷
یک آشنا

همیشه ناراضی

لنز آبی میذاره اونی که چشماش سیاهه و لنز سیاه میذاره اونی چشمش آبیه ، بلوند میکنه اونی که موهاش سیاهه و سیاه میکنی اونی که موهاش بلونده...
این سیکل بی انتهاست ، کی قراره همون که هستیم رو بپذیریم !
۹۸/۰۲/۱۲ ۴ نظر ۱۱
یک آشنا

فقدان مغز !

یارو اومده تو اینستاگرام ؛ زیر پست یکی از مسئولین کامنت گذاشته ما خواستار فیلترینگ اینستاگرام هستیم چرا که شده محل فحشا ! 

کاری ندارم که چقدر احماقانه است این حرف ؛ اصلا کاری ندارم که فیلترینگ تا هم الان نا موفق بوده و تنها دست آوردش شده نصب ده مدل فیلتر شکن روی گوشی بچه های ده دوازه ساله ! 

تنها چیزی که داغونم میکنه اینه که این آدم و امثالهم با این مغز مریض و بی بصیرت میشن مسئول یه جایی که برای عده ای تصمیم بگیرن ؛ همینه که گند خورده به همه چیز ؛ نه باوری مونده برای کسی و نه دینی ! 

+ این عمر ماست که گندش می کشید 

۹۸/۰۲/۰۹ ۹ نظر ۶
یک آشنا

حق الناس حق شماست نه ما !

امشب پیدا کردن جایی که چایی - شربت - کیک و ... بده اصلا کار سختی نیست 
کافیه ویز (یا هر مسیریاب آنلاین دیگه ) رو باز کنید و ببینید کجا ترافیکه ! 
همونجا دارن نذری میدن ! به همین سادگی ! 
میدونید این کار مثلا خیر خواهانه ( خود خواهانه بیشتر) چقدر وقت و انرژی از مردم می‌گیره ؟ امروز مسیر 20 دقیقه ای رو 2 ساعت تو راه بدم ؛ کیه مسئول یک ساعت و چهل دقیقه وقت تلف شده من ! 
بله ما حقی نداریم حق و الناس مال شماست که هیچ کسی نمیآد حتی تذکر بده ؛ 

+ این جور نذر کن هم مشکل شرعی داره به نظرم ؛ هم مشکل روانی داره ؛ هم مشکل بهداشتی داره ؛ هم حادثه سازه و .... پس چرا حرام نیست 
++ دقیقا پلیس راهور چکارس ؛ تماشاگر ؟
+++ اتوبوس واحد رو نگه داشته راننده برای یک لیوان شربت آبلیمو :/ ؛ هر ساله همین آشه و همین کاسه
۹۸/۰۱/۳۱ ۱۱ نظر ۸
یک آشنا

Hey Google what are you doing :|


حتی مشاهده شده گوگل بهتر از خودمون ما رو میشناسه ! :|

۹۷/۱۲/۲۶ ۷ نظر ۴
یک آشنا