گزارش وضعیت سرویس Go

فکر میکنم هنوز ۲۴ ساعت از راه اندازی سرویس نگذشته (منظور سرویس Let's Go  هست) ! و احتمالا اعداد رو باید بزرگتر در نظر گرفت! مساله اول بسته شدن سایت گوگل بود که میگفت ترافیک مشکوکی ما از آیپی شما دریافت میکنیم و خدمات دهی رو قطع کرده بود که مجور شدم به جای گوگل از موتور جستجوی bing استفاده کنم - اول فکر کردم گوگل شوخیش گرفته یا من یه جای کار رو اشتباه کردم - امروز داشتم بررسی میکردم که متوجه شدم نه حق داشته ! نمودار زیر رو ببینید :

در ۲۴ ساعت گذشته (همونطور که قبلا گفتم هنوز ۲۴ ساعت از راه اندازی سرویس نگذشته) نیم میلیون درخواست رو سرویس جواب داده. احتمالا به همین دلیل هم هست که گوگل سرویس خودش رو مسدود کرده.

و در ۲۴ ساعت گذشته ۱۷ گیگابایت ترافیک مصرف شده که ۸ گیگ اون به سمت سرور رفته و باقی کش شده اند اما ترافیک سرور حدود ۱۲ گیگ بود برای ۲۴ ساعت گذشته چرا که علاوه بر دریافت ۸ گیگ ترافیک کاربرها ۴ گیگ هم ترافیک برای جستجو در بینگ صرف شده.


خوب با این وضع که بریم جلو - صد گیگ ترافیک سرور برای کمتر از ده روز جوابگو است و واقعا امیدوارم که خیلی زودتر از این حرفا اینترنت وصل بشه - برای ۳۰ روز اگر ترافیک و استفاده همین مقدار باشه نزدیک نیم ترابایت ترافیک لازمه !!!!!

یه راه که به ذهنم میرسه برای بهتر شدن (کاهش ترافیک مصرفی و احتمالا پایداری بیشتر) این که فقط جستجو با این سرویس انجام بشه و اگر سایتی داخلی باشه با کلیک روی اون احتمالا با تکیه برشبکه داخلی باز میشه و اگر هم خارجی باشه که هیچی !!
نظر شما چیه ؟

+ البته برای این که سرور قادر باشه درخواست ها رو جواب بده قدرت پردازشی و رم رو چهار برابر کردم - نمیدونم تا کی کافی باشه.
۹۸/۰۸/۲۹ ۲۵ نظر ۱۶
یک آشنا

Let's go google

خوب همونطور که میدونید اینترنت رو کلا تعطیل کردند و میگن که میدونیم مردم سختشونه ! ولی خوب مصلحت است :|
از یه چیزی هم به اسم شبکه ملی اطلاعات اسم می برن که در واقع سایت هایی که سرورشون داخلی هست در دسترس هستند ولی فکر نمیکنن که ملت چطور قراره این سایت ها رو پیدا کنند ؟ من حتی آدرس بانک ملت رو حفظ نبودم چه برسه به سایت های دیگه !!! موتور های جستجوی داخلی هم که فقط بودجه ملت رو هدر بدن و هیچ کاربرد دیگه ای نداشته باشن موتور هایی مثل پارسی جو ، یوز و امثالهم ....
دیشب یکی از نزدیکان میخواست در مورد دارویی بدونه اما هیچ چاره ای نداشت ، یکی دیگه میخواست در مورد نحوه درست کردن فلان کیک اطلاعات داشته باشه که باز هم چنین و....
این شد که ایده راه اندازی سرویس  go.1ashena.ir به ذهنم رسید تا شاید مشکلی رو حل کرده باشم. 
وقتی این دامنه رو بزنید وارد گوگل می شوید و میتونید سرچ کنید(حداقلی که لازمه برای کار های روزمره). 
در نظر داشته باشید که با این سرویس لاگین نکنید چون کوکی رو ساپورت نمیکنه اگر کردید هم مسپولیتش با خودتونه !‌ 
این سرویس فیلتر شکن نیست و سایت های فیلتر رو باز نمی کنه 
اطلاعت شما هیچ کجا لاگ نمیشه - این دلیل نشه که کار خلاف قانون بخواید انجام بدید (مجبور بشم ببندمش)
این سرویس از https استفاده میکنه :)
اگر در مورد پشت پرده این اسکریپت نگرانی دارید سورسش رو توی گیت هاب (یا از اینجا دانلود کنید) ببینید.

آدرس سرویس : go.1ashena.ir

ب.ن : گوگل خطا داد که ترافیک زیاده و سرویس رو قطع کرد - برای همین تغییر دادم به bing
گزارش وضعیت :
۹۸/۰۸/۲۸ ۶۹ نظر ۲۲
یک آشنا

به شکل احمقانه ای همه دارن میرن !!

بلاگرها رو نمیگم ! اون که به جای خود باید راجبش حرف زد 

منظورم آدمهاست که به شکل احمقانه ای دارن از کشور میرن :|

نمیخوام اصلا بحث فلسفی بکنم، هر کسی خودش تصمیم میگیره برای زندگیش

فقط اینو بگم از دیروز ۶ نفر رو برای استخدامی مصاحبه کردم ۳ نفر داشتن میرفتن و نمی تونستن قرارداد ۱ ساله ببندند.

اگه تو فرایند رفتن نباشه آدم این حس که داره از بقیه عقب میمونه بهش دست میده.


ب.ن : این رو هم ببینید بی ربط نیست ؛ تو بذار وقتی غروب شد برو!

۹۸/۰۸/۲۰ ۱۷ نظر ۶
یک آشنا

گونه انسان !

ای کاش گونه انسان به جای اینکه به فیزیولوژی اهمیت دهد، بفکر ایدئولوژی بود!

چیزی که انسان ها رو متمایز میکنه همین ایدئولوژیه اما چیزی که آدم ها مداما آپدیت میکنن فیزیولوژیه (به شدت در ایران)! 

الان هم که به لطف جراحی پلاستیک همه شکل هم شدن و بدلیل .... همه ایدئولوژی ها هم مثل هم شدن

خنده دار نیست واقعا !

۹۸/۰۸/۱۸ ۸ نظر ۱۱
یک آشنا

چرا وبلاگ مینویسیم !!


دو سه چهار روزی است بنا به دلایلی قصد داشتم بلاگ رو تخته کنم و عطایش را به لقایش ببخشم و برم پی کار زورمرگی های خودم - خیلی بالا پایین کردم که این کارو بکنم یا نه ؛ مثل میلیون ها میلیون آدم دیگه که اصلا نمیدونن بلاگ چیه و کجاست و فکر میکنن ته اینترنت همین سوشال مدیا است چند تا لایکی که تو اینستا میکنن و 

چندتا عکسی که میذارند و به لطف سانسورچی های محترم ؛ دیدشون از اینترنت به همین اینستاگرام و پیام رسان های داخلی محدود میشه ! 
اما بلاگ هست تا تاثیر بذاره ؛ همونطور که قبلا گذاشته ؛ همونطور که قراره در آینده بذاره ؛ سوالی که قبل از حذف بلاگ از خودم می پرسیدم این بود که چرا بلاگ مینویسم ؟! 
وقتی جوان تر بودم و خجالتی تر ؛ بلاگ مینوشتم برای پیدا کردن دوست ؛ برای جلب نظر کردن ، برای این که نشون بدم چقدر آدم متفاوتی هستم نسبت به اطرافیانم ؛ همونطور که نوجوان های بلاگ نویس این روزها دنبالش هستن؛ آدم اغلب از اتفاقات روزانه اش مینویسه از هر چیزی که دم دستش هست و به فکرش میرسه تا این که کم کم میگذره و دوران نوجوانی سپری میشه، دغدغه های آدم تغییر میکنه دیگه اونقدری دنبال این نیست که دوست جدید پیدا کنه و میخواد سعی کنه دوست هایی رو که داره حفظ کنه ؛ خط فکریش عوض میشه، اتفاقات هرمونی توش می افته و خلاصه زیر و زبر میشه عالم و دنیاش و شروع میکنه از دغدغه های شخصی خودش بنویسه؛ جوری که محوریت بلاگش میشه خودش!
اما همین که این دوره هم سپری بشه آدم دیگه از خود محوری خارج میشه و به جامعه فکر میکنه، به اطرافیانش به بایدها و نباید ها ؛ به فرهنگ و عرف و هر کوفت و زهرمای که آدم ها رو محدود میکنه تا خودشون نباشن، که باعث میشن از زندگی لذت نبرند و به زنده بودن بسنده کنند، اینجاست که سعی میکنند تاثیر گذار باشند؛ اینجاست که سعی میکنند آرمان های مهم تری رو دنبال کنند و دقیقا همینجاست که بلاگ نویسی واقعی نمود پیدا میکنه ؛ یعنی تاثیر گذاری بر افراد و جامعه.
اینجاست که بلاگر به فردیت خودش فکر نمیکنه و براش اهمیتی نداره که چه بلایی قراره سرش بیاد - خیلی از انتقاد های تند و به جون دل و بپذیره و خودش رو اصلاح کنه تا بتونه تاثیر گذار باشه. تاثیری که هم فرهنگ رو اصلاح کنه و هم صدای جامعه ای باشه که شاید تریبونی برای حرف زدن ندارن.

بارها پیش اومده که بخوام ببندم و برم ولی هر دفعه - چیزی باعث شده که بمونم !! 

- شما بلاگ مینویسید چرا که ...
+ جمله بالا رو کاملش کنید لطفا
++ سهم ما از بلاگ ماندن است


۹۸/۰۸/۰۱ ۱۵ نظر ۱۰
یک آشنا

بدبختی به اسم DIY

یه کرمی تو وجودم هست که بهم میگه do it yourself یه چیزی تو مایه های این که هرچیزی رو لازم داری خودت بسازش ؛ 

از ریموت کنترلر لامپ های خونه تا روتر اینترنت تا سینمای خانگی حتی دزگیر ماشین حتی گاهی سوسیس و شربت و .... و حتی وسایل کاری که لازم دارم از منبع تغزیه تا پروگرامر و ..... 

خوب همه این چیزا بد نیست ولی احساس میکنم دارم به شکل افراطی دنبالش میکنم :| ؛ این باعث میشه تجربه های جذابی داشته باشم چیزای خوبی یاد بگیرم. ولی از طرفی این روزها احساس می‌کنم عمرم رو داره تلف میکنه !

 هیچ وقت ساختن چیز های جدید تمامی نداره ولی چیزی که تمام میشه فرصت زندگی کردنه !

از طرفی مثلا چیزی مثل سینمای خانگی باید کلی پول برای داشتن یه چیز محدودی که خیلی قابلیت ها رو نداره در صورتی که با یک دهم اون پول میشه یه چیز خیلی بهتر رو درست کرد. 

تعادل برقرار کردن بین این احساس ها واقعا دارم برام یه مساله میشه. گاهی فکر میکنم زمان رو وقتی میشه با پول خرید چرا نباید این کارو بکنم ؟! وقتی به سادگی میتونم چیزی رو که لازم دارم با پول تهیه کنم چرا باید وقت بذارم و خودم بخوام درستش کنم؟

ولی همیشه این تفکر پیروز نمیشه متاسفانه ؛ و وقتی به خودم میآم میبینم دو برابر اون چیزی که لازمه هزینه کردم هم ریالی و هم زمانی !

آخرین مورد خراب کاریم برمیگرده به 3 ماه پیش وقتی میخواستیم سفر بریم و به مغزم خورد که اگه واکی تاکی داشته باشیم چقدر میتونه خوب باشه (سفر دو ماشینه بود) ! خوب یه واکی تاکی مناسب حدود 500 تومن بود !؛ وقتی به خودم اومدم دیدم 600 تومن قطعه و وسایل لازم ساخت رو خریدم :/

حالا یه مرض دیگه ای هست به اسم کمال گرایی ؛ که باعث میشه به آدم 99 درصدی معروف باشم که شاید قضیه اش رو بگم چیه ! 

هیچی واکی تاکی ساخته شد ولی با 600 هزینه ریالی و چند روز هزینه زمانی و...  قبلا که این کارا رو میکرم شاید میخواستم خودم رو به چالش بکشم شاید میخواستم نشون بدم که چقدر این کاره ام یا شاید هم کنجکاوی میکردم که چطور میشه چنین چیزی رو ساخت ! 

ولی الان واقعا چرا هیچ کدوم از دلیل ها جز کنجکاوی نمونده :/ واقعا فکر میکنم سخت ترین کار ممکنه مدیریت ذهنه ! اونم ذهن آشفته من


ب.ن : آخرین کرمی که به جونم افتاده ساخت کنسول بازی است :| وسایلشم خریدم :/


۹۸/۰۵/۲۳ ۲۲ نظر ۱۱
یک آشنا

امنیت در قرن 21 ام

خیلی مسخره و مضحک است که توی قرن 21 ام یک وبسایت پرمخاطب از پروتکل ssl پشتبانی نکند :| ! نه نیاز نیست راه دوری بروید ؛ دقیقا منظورم بلاگ بیان است (blog.ir).

ممکنه بپرسید اصلا این SSL چی هست و به چه دردی میخوره ؛ بذارید برای روشن شدن ماجرا اینور قضیه رو توضیح بدم وقتی مرورگر شما و سرور بیان بخوان با هم حرف بزنند ؛ داده های رد و بدل شده این وسط به شکل خام و دست کاری نشده تبادل می شوند ؛ خوب این یعنی این که اگر کسی این وسط فال گوش واستاده باشه (به هر طریق ممکن چه هکر چه نهاد های ....) به شکل کاملا صریح و واضح متوجه میشن که سرور و مرورگر شما دارن به هم چی میگن ؛ یه چیزی تو مایه های این که شما جلوی ناظر جلسه امتحان برگ تقلبتون رو در آورده باشید و مشغول تقلب باشید :|

اما وقتی SSL میآد وسط اتفاقی که می افته اینه که داده های رد و بدل شده بین مرورگر و سرور رمزگذاری میشن و حتی اگر خودتون داده ها رو در اختیار هکر بذارید اون چیزی ازش متوجه نمیشه چون داری به شکل رمز شده حرف می زنید.

الان احتمال خیلی قوی میگید خوب مگه من چکار میکنم که حالا داده هام رو هم یکی بخواد برداره شنود کنه :/ ؛ لازمه اشاره کنم که معمولا بیشتر افراد از رمز یکسان بین سرویس های مختلف استفاده می کنند ! یعنی ممکنه رمز ورود به بلاگ شما با رمز اینستاگرامتون یا ایمیلتون یکی باشه چون حالشو ندارد چند تا رمز رو به خاطر بسپرید :/

به نشانه اعتراض از این پس بلاگ یک آشنا با رمزگذاری https یا SSL سرو خواهد شد. باشد که این اعتراض دامنه دار شود تا بیان کمی هم تغییر کند.

البته میدونید که این امنیت امنیت کامل نیست چون سرور بیان امنیت کامل رو نداره (از نگاه منطقی)!

+ احتمالا به زودی خبرایی میشه تکان دهنده :)

+ دوستان اطلاع دادن که ظاهرا https برای دامنه blog.ir فعال هست ؛ توصیه میکنم برای ورود به بیان حتما از آدرس https://blog.ir استفاده کنید. (پس چرا واقعا ریدایرکتش رو فعال نکردند ؟!)

+ از اتاق فرمان اشاره میکنند روز جهانی چپ دسته :) ؛ به عنوان یک چپ دست این روز تبریک میگم :)

۹۸/۰۵/۲۲ ۱۳ نظر ۱۰
یک آشنا

The Bot

حدود دو سال پیش 2017 ؛ یک بات تلگرامی نوشتم که برخی وبلاگ های مورد علاقه ام رو ایندکس می کرد و اگر مطلب جدید منتشر می کردن ؛ مطلب رو برام توی تلگرام می فرستاد ؛ اینطوری صرفه جویی زیادی توی زمانم میشد ؛ گفتم خوب ایده بدی نیست و این بات رو توی بلاگ با دوستان به اشتراک گذاشتم که هرکسی دوست داره ازش استفاده کنه ! اما بر خلاف اونچه انتظار داشتم ؛ دوستان اعتراض کردن که حریم خصوصیشون نقض شده !!! (اگر چیزی رو داریم توی نت منتشر میکنیم ؛ یعنی در معرض دید عموم قرار میدیم و دیگه دغدغه حریم خصوصی در موردش داشتن مقداری غیر منطقی است. باری به هر جهت این شد که ربات رو از کار انداختم :/ تا کسی دغدغه نداشته باشه.
امروز داشتم فکر می کردم که  اگر ربات رو جوری تغییر بدم که خود نویسنده بلاگ فقط بتونه بلاگش رو برای دنبال شدن ثبت کنه ؛ شاید این دغدغه رو برطرف کنه :| و از طرفی این ربات مطالب بلاگ شما رو ذخیره کنه و به عنوان یک منبع بک آپ بشه بهش نگاه کرد (اگر خدایی کرده ناکرده اتفاقی افتاد بک اپ از نوشته هامون داشته باشیم) ! و در ضمن کاربر ها بتونن نظر خودشون رو با استفاده از ربات توی بلاگ شما درج کنن (مقداری ژانگولر بازی)! آها هم بلاگ و هم بلاگفا و .... رو پشتیبانی بکنه ^_^
حالا شما به عنوان یک بلاگر اگر چنین رباتی وجود وجود داشته باشه ؛ بلاگتون رو داخلش ثبت خواهید کرد ؟ ؛ و از ان برای خواندن بلاگ هایی که دوست دارید استفاده خواهید کرد ؟

+ ب.ن : اگر تمایل داشتید میتونید با اشتراک گذاری این مطلب نظر دوستان بلاگر دیگه هم بپرسید ؛ اینطور مطئین تر پیش خواهیم رفت.

۹۸/۰۴/۰۸ ۵۳ نظر ۱۵
یک آشنا

هکری که به دزد بزند !

خوب بگذارید مقداری قضیه رو باز کنیم ؛ در مورد پست قبلی نه ؛ قبل تریش ! فرض کنید عده ای به شکلی که قابل پیگیری نباشد مشغول دزدی از جیت عده ای هستند !

حالا این وسط ما بزنیم و اون عده ای که دارند دزدی میکنند و هک کنیم و بخشی از دزدیشون رو برداریم ؛ از اونجایی که نمی دونیم اینا از کی دزدی کردند نمی تونیم اموال رو به صاحبش برگردونیم ؛ حالا فکر میکنید این پول رو صرف کار خیر کنیم آیا اشکال دارد ؟


+ هکری که به دزد بزند خدا داند چگونه دزدی است :|

۹۸/۰۳/۲۵ ۱۲ نظر ۸
یک آشنا

نقل روزگار ما

گویند ۲۰۰ نفر را سه نفر سرباز لاغر اندام به اسارت گرفته و به صف کرده و می‌بردند.

تعدادی نظاره‌گر بر این جماعت اسیر می‌خندیدند و می‌گفتند:  "ای بیچاره‌ها چگونه است این سه نفر نحیف برشما چنین چیره گشته و این چنین خوار شدید؟"

یکی جهاندیده درمیان آنان فریاد زد 

که ای مردم بر ما نخندید که آن سه نفر با هم هستند و ما دویست نفر تنها ...


#دهخدا / امثال و حکم

۹۸/۰۳/۲۴ ۲ نظر ۹
یک آشنا